ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٣٨ - اصل يازدهم در آگاهى دادن بر بازگشت ظهورات وجودات منشعب شده از اثر اول
- با اتحاد اصلى آن دو- مىباشد، و به اين (تحقيق) علم به جزئيات ثابت مىشود، براى اين كه حاضر بودنش با هر جزئى مانند حاضر بودنش با هر كلى- از حيث آن نسبت- مىباشد، و به اين (تحقيق) احاطه به هر چيزى، و نيز گواهى دادن و حاضر بودن با هر چيزى ثابت مىشود، زيرا خداوند سبحان به هر چيزى دانا و آگاه است و به همه چيزى احاطه دارد و بر هر چيزى گواه و مشهود است.
٤٢٤/ ٤ در كتاب حكمت الاشراق گويد: علم خداوند به ذات خودش عبارت است از نور بودنش براى ذات خود و ظاهر براى ذات خود، و علم او به اشياء عبارت است از ظاهر بودن آنها براى او، و هيچ واسطهاى در اين مناسبت رابطى مطلقا وجود ندارد، بلكه قلم اعلا و آنچه كه پس از آن است در اين نسبت- به حكم دو طلب فيضى و قبولى از دو طرف- برابر است، و از آن جهت وجه خاص ناميده شده كه غير آن از وجوه- مانند وجه روحانى و مثالى و خيالى و حسّى- به توسط اين مراتب كونى حاصل مىگردد، و به واسطه پنهان بودنش جز محققان از اهل كشف و اشراقيان قايل بدان- در آنچه بين انوار قاهره و ارواح عاليه است- كسى آن را نمىشناسد.
٤٢٥/ ٤ در حكمت الاشراق گويد: هر يك از انوار قاهره كه مجرّد از برزخ و وابستگىهاى آنند نور الانوار را مشاهده مىكنند و شعاعش بر آنان مىافتد و نور از برخى از آنان بر بعض ديگر منعكس مىگردد، بنابراين هر عالى و بلندى بر مرتبه زيرين خود مىتابد و هر پائينى شعاع را از نور الانوار- به توسط مافوق خود- رتبه رتبه مىپذيرد؛ تا آنكه قاهر دوم نور شامخ را از نور الانوار دوبار مىپذيرد: يك بار به واسطه نور اقرب و يك بار به واسطه غير آن، و قاهر سومى چهار بار: دوبار به واسطه انعكاس نور صاحبش و دوبار به واسطه نور اقرب و به غير واسطه، و قاهر چهارمى هشت بار: چهار بار به واسطه انعكاس نور صاحبش و دوبار به واسطه مافوقش و يك بار به واسطه نور اقرب و يك بار بدون واسطه، و اين مانند اشعه برزخى است؛ وقتى كه بر برزخى بيفتد كه نور در آن- مانند پرتو چراغها- اشتداد داشته باشد، ولى برزخ را علمى به زيادى هر اشراق و تابشى نيست- بر عكس اشراقات و تابشهاى بر «حى» يعنى زندهاى كه ذاتش از خودش پنهان نيست-.