ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٦٥ - پايان سخن و سخن پايانى
اشتياق پيشين معيّن و مشخص كرده است، بلكه ورودش در هر وقت و هر دمى بصورتى غير از اولى و دومى است، يعنى براى هر واردى برانگيزانندهاى جديد و سببى جديد از شأن و آن (لحظه) الهيّين- بدون اشتياقى از جانب تو- مىباشد؛ و تو در باطنت آگاهى به دو فرق بين دو صورت و سبب آن دو- مانند دوبار سير شدن به واسطه دو گرسنگى و دو سيراب شدن به واسطه دو تشنگى- دارى و اگرچه امتياز بين آن دو در خارج؛ به واسطه همانند بودن دومى به اولى- با تحقق فرق- دشوار است:
٣٤١/ ٥ اما از راه كشف: براى اينكه هر ممكنى هر لحظه از حق تعالى استمداد وجود دارد؛ وگرنه به واسطه عدميّتى كه ذات ممكنىاش اقتضا دارد- اگر موجد نبود- به سرعت معدوم مىگشت.
٣٤٢/ ٥ و اما از راه نظر: اينكه در هر لحظهاى ناگزير از تحلّل است و محال است كه چيزى با تحلّل- نه با او- مانند او باشد.
٣٤٣/ ٥ و چون اين بر تو استمرار نيافت؛ احديت امر تجلى احدى كه اين كثرت تقسيم شده به دمها و لحظات و احوال و مواطن و غير اينها بدان بازگشت دارد تحقق يافته است، چون اينها نسبتهاى او هستند و احكام اين كثرت صور نسبتهاى اويند، سپس در نفس خودت و در تمام اشيا حضور با حق- آنگونه كه گفته شد: تو آينه ذات اويى و ترا به صورت اسمايش صورت بخشيده و او آينه احوال تو و تمام اشياء است- روزيت خواهد بود، در اين حال[١] تو در تمام لحظات با حقى و او را به فردانيّتش بر تو سلطنت است؛ يعنى براى قطع تو باينكه احكامش ترا صورت بخشيده و حكم غير او به واسطه اشتياقت به او- آنگونه كه فرض و لازم است- بر تو غلبه نيافته است، و نشانه اين؛ يكى از دو تنوع و يا جمع بين آن دو مىباشد و آن دو؛ تنوع تو است به حسب او[٢]؛ زيرا تو در حكم او مانند مردهاى در حكم مردهشو.
٣٤٤/ ٥ براى اين كه شأن نقش آينه- به ويژه اگر از تمام صور مطلق باشد- اين است كه جز به حسب آينه و قابليت آن ظاهر نشود و يا آنكه كامل شود و به واسطه جمع بين دو امر
[١] - اين خبر نوزده سطر بالا است، يعنى: هنگامى كه حكم ...
[٢] - و ديگرى: مشاهده تنوع ظهور او است به حسب تو. م