ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٤٧ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
نظير ايجاد است كه حق تعالى و تقدس مانند نويسنده است در خالق و بارئ و مصور و مدبّر امر وجودى بودن و تفصيل دهنده آيات ذاتش كه به حسب اسماء و صفاتش متعين است. سپس (گوييم:) قصد انسانى به نوشتن و گفتن نظير اراده اول الهى است- يعنى ميل كلى به كمال جلا و استجلا- و حاضر آوردن آنچه كه اراده نوشتن و يا گفتن آن شده نظير اختصاص دادن اراده او و استجلاى او است آنچه را كه اراده ظاهر كردنش را از مرتبه علم به مرتبه عين (خارج)- به سبب اولين ميل از حقايق اسمائى كه حكمش غالب است- دارد، و همانطور كه يارى خواستن عالم سخنگو و يا نويسنده در آنچه كه مىخواهد بنويسد و يا بگويد موقوف بر دو چيز است و از دو اصل حصول مىيابد: يكى علم فطرى نخستين براى آنچه كه مىخواهد بنويسد، و دوم علم جزئى است كه از محسوسات به دست آمده كه انگيزه بر قصد جزئى مىباشد، همينطور در اصل الهى كار موقوف بر دو اصل نظير اين دو مىباشد.
١١١٨/ ٤ نظير اولى فطرى؛ علم حق تعالى است به ذات خود و علم او است به تمام اشياء؛ كه از عين علم او به ذاتش مىباشد، و نظير علم به دست آمده از حسّ؛ تعلق علم او است به ممكنات در ازل؛ از شهودا و مر آنها را در خودش و بيرون آوردنش در حدّ علم (خود به) آنها و به حسب آنچه برآنند به دو نوع در دو موطن: (نخست) در غيب ذاتى او كه مجملاند و تعيناتشان مستهلك، كه به نام شهود مفصل در مجمل ناميده مىشود، و (ديگرى) در مرتبه علم او است كه مفصل است و داراى صور متعيّن، و همگى نزد او به صورت واقعى خود واقعاند كه به نام شهود مجمل ناميده مىشود.
١١١٩/ ٤ و هركس به اين- از راه ملاحظه در نفسش از جهت كشف و يا به نيروى نظريش كه حكم كننده است- تحقق يافت: آنكه[١] به واسطه زمان و مكان مقيّد نگردد عالم به تمام معلومات است و تمام معلومات- با همه نسبتهاى مخصوص و احوال معيّنشان- نزد او حاضراند؛ وقوع بالفعل تعلقات صفات را از ازل تا ابد- به تمام موجودات- بعيد نمىشمارد.
[١] - يعنى اگر به اين معنى كه آن كس كه به واسطه زمان و مكان مقيد نگردد ... وقوع بالفعل را ... بعيد نمىشمارد. م