ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٢١ - فصل هفتم از فصول باب در راز توجه كه به نام دعا ناميده شده و احكام و اصول و لوازم آن
١٠٤٣/ ٤ سوم از قواعد سرعت اجابت- پس از آنچه كه از توجه احدى و درستى تصور و دوام فرمانبردارى گذشت- اينكه: مطلوب به زبان تمام استعداد باشد، چون فيض مقدس موقوف بر آن است.
١٠٤٤/ ٤ چهارم اينكه زبان حال در مرتبه؛ پائينتر از زبان استعداد است، براى اينكه اين قسمى از اقسام آن است، چنان كه گوييم: شأن و آن (لحظه) الهيين مدخليت در تمام استعداد دارد.
١٠٤٥/ ٤ اكنون در تفصيل حكم مطلوب به زبان حال گوييم: هنگامى كه بر بنده از شئون حق تعالى امرى از تجلى و يا خطاب و يا كلام- به امر و يا نهى و يا غير اين دو- وارد شود، اين حال بيرون از اين نيست يا بر كسى كه به معرفت حق و شهود او تحقق تام نيافته وارد مىشود و يا بر تحقق يافته بدان، پس اگر بر غير محقق وارد شود، يا اين است كه وارد؛ مناسب آن چيزى است كه زبان طلب و علم او آن را درخواست كرده و يا اينكه نيست، پس اگر مطابقت پيش از آنكه وارد شود و بهرهمند بدان شود و اجابت و پاداش تحقق يابد ظاهر شود- اگرچه مناسبت ظاهر نشده باشد- گمان مىبرد كه محروم است، و بسا مىشود كه نمىپذيرد و سرگردان و دودل و اندوهگين مىشود.
١٠٤٦/ ٤ و اگر بر محقق متمكن وارد شود؛ و شكى نيست كه او داناى به مناسبات حقايق و زبانهاى آنها و درخواستها و اختلافات آنها مىباشد، پس اگر تناسب حصول پيدا كرد؛ مىداند كه زبان طلب ظاهر مناسب طلب حالى استعدادى ذاتى است، از اينروى اجابت به گونه معلوم و مقصود واقع مىشود، و اگر تناسبى نيافت؛ ناظر در احوال ذاتش مىشود و حقايق آن را كه نشأه (انسانيش) حاوى آن است- يعنى از عوارض و لوازم كه به حسب آن (لحظه) و شأن الهيين لازم آن است- جستجو مىكند، و مىداند كه حق تعالى حكيم است و هيچكس را آنچه كه استحقاق ندارد و زبان نوعى از انواع طلبش آن را درخواست ندارد نمىبخشد، پس اگر امكان آن را يافت كه حقيقت طلب كننده اين امر وارد و يا تجلى و يا غير اين دو را بشناسد، آن را (حقيقت را) آماده براى قبول آن (امر وارد) مىكند و از احكام مخالفات آن رهائيش مىبخشد و در عبوديت حق تعالى- از حيث مرتبهاى كه از آنجا وارد