ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣١٦ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
در نفسش- مانند احديت صورت جسمى؛ با فواصل بىشمارش.
٩٠٢/ ٣ ششم اين كه: هر برزخ و فاصلهاى كه بين دو چيز است؛ آن دو را از هم جدا مىكند، حكم ظاهر او ديده مىشود و خودش غيب و پنهانى است كه هيچ آشكار نمىشود (مانند حد فاصل آفتاب و سايه) جز آنكه فاصلههاى برزخى عبارت از شئون الهىاند؛ خواه متبوع تام باشد- مانند اسماء حق و صفاتش- و يا آنكه غير تام باشد- مانند اجناس عالم و اصولش- و آنها اسماء تالى تفصيلى؛ و يا مانند اعيان عالم تابعاند، و مبدأ تعيّن همگان مقام احديت جمعى است كه آن سوى آن نه اسمى هست و نه رسمى و نه صفتى و نه حكمى.
٩٠٣/ ٣ تمام اينها منقول از الفاظ حضرت شيخ قدس سره در تفسير بود، و از اين جا دانسته مىشود كه هر ظهورى براى هر تعيّنى از او و براى او است، و اين كه هر تعيّنى براى هر ظاهر شونده شأنى براى اوست كه به حسب اقتضاى قابل وارد مىشود و به او (ظاهر شونده)- با احديتش در ذات خودش- انتساب مىيابد، و اين معنى بيان حضرت شيخ قدس سره است كه گفت: و تو آينه اويى و او آينه احوال تو است، و اين كه اسمائى كه حاكم برمايند عين شئون اويند كه شئون او هم عبارت از تعيّنات مخلوقات و صور تجليات او است كه از خصوصيات غير مجعول او كه پنهان در غيب هويتش هستند حاصل آمده است.
٩٠٤/ ٣ اگر گويى: شيخ اكبر- كه خداوند از وى خشنود باد- در فصّ شيثى گفته:
عطاياى ذاتى ابدى نمىشود- مگر از تجلىاى الهى- و تجلى از ذات ابدى نمىشود مگر به صورت استعداد آنكه بر او تجلى شده، در اين صورت تجلى شده غير صورتش را نمىبيند، يعنى عين ثابتش را در آينه حق، و حق را نمىبيند؛ همچنان كه تو آينه را (در مقام ديدن صورتت در آن) نمىبينى، با اين كه مىدانى صورتت را جز در آن (آينه) نديدهاى، لذا خداوند اين (آينه) را مثالى براى تجلى ذاتى خودش آورده و آشكار نموده، و چون اين را چشيدى؛ غايت و نهايتى را كه بالاتر از آن غايت و نهايتى- درباره مخلوقات- نمىباشد چشيدهاى، پس خودت را در بالا رفتن به سوى آنچه كه پس از آن عدم محض است به رنج مينداز، چون او آينه تو است در ديدنت مر خودت را و تو آينه اويى در ديدنش مر اسماء خود را و احكام ظهور آنها را، پس جز عين او نيست، لذا امر درهم آميخت، برخى متحير و سرگشته شده و گفتند: