ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣١١ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
ترسيد و فريادرسى كرد، و او محب و محبوب و طالب و مطلوب است، پس در او عالمان و عالمان وله دارند، يعنى دوست دارند، و خردها در او به حيرت افتادهاند از «اله» است به معنى تحيّر و سرگشتگى، و «وله» به معنى ولع است كه همگان با زارى و درخواست از او ولع و حرص و علاقه دارند، و «اله» به معنى معبود در هر مكان و محمود (پسنديده) در هر زبان و مسجود هر عابدى است، و «اله» به معنى بنده هم مىباشد، و «الهت» به معنى ايستادن است، پس او را دوام ازلى و بقاى سرمدى و ثبات ذاتى است، و «الهة» به معنى قادر است، پس او قادر بالذات بر ابداع مبدعات است و مقتدر بر ايجاد ذوات و اختراع صفات. و از اين معنى اراده گذشته و آينده نشده، و اين (الهة) شايستهترين وجوه است براى حق تعالى.
٨٨١/ ٣ و گفتهاند: اصل اين اسم «هاء» نوشتنى بوده كه اشاره به هويت غيبى ذاتى او دارد، سپس «لام» ملك به آن اضافه گشت، چون او در حقيقت مالك همگان است، چون خالقشان است، لذا «له» گشت، سپس حرف تعريف يعنى (ال) از جهت تعظيم و بزرگداشت به آن اضافه شد، يعنى براى تأكيد اين معنى آن را تفخيم و بزرگ داشتند (و الله شد).
٨٨٢/ ٣ شيخ اكبر- كه خداوند از وى خشنود باد- در كتاب فتوحات مكى گويد: افتقار و نيازمندى ممكن به واجب ذاتى است و استغناى ذاتى واجب راست نه ممكن را، لذا «اله» ناميده مىشود. و باز در آن كتاب گفته: الوهيت مرتبهاى است خاص ذات، و شايستگى آن را جز الله ندارد، لذا مستحق خودش (يعنى الوهيت) را مىطلبد و مألوه او (اله) را مىطلبد و او (اله) مألوه را مىطلبد، و ذات بىنياز از همه است، پس اگر اين راز رابطى كه گفتيم زائل شود الوهيّت باطل و بيهوده مىشود؛ ولى كمال ذات باطل نمىشود، و اين سخن قشيرى است كه:
الوهيت را سرّى است كه اگر زايل شود الوهيت باطل و بيهوده مىگردد، پس از اين بيان معنى الوهيت دانسته مىشود، و آن اسم مرتبه است و ملاك ايجاد به سرّ تضايف، و اين كه اعمال به حسب مقتضى است.
٨٨٣/ ٣ بدان كه الهت و الوهت و الوهيت به يك معنى است (و آن احديت جمع تمام كمالات و اسماء است) و بعضى فرق گذاشته و گفتهاند: الهت به معنى عبادت، يعنى معبوديت است، و الوهيت به معنى تعزّز و ارجمندى به معبوديت است، و الوهت يعنى تحقق ذاتى به