ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٦٨ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
موجودى جز حق در آنها نيست؛ و تعدّد در اسماء او است، و اين نظر محقق است كه بر عارف بلندى دارد.
٤٤/ ٥ و چون به يكى از اين دو وجه مشاهده كرد كه اشياء اسماء الهىاند و در حقيقت عين حقاند، مشاهده خواهد كرد كه خودش و عالم عين حقاند- براى بقاى آنچه باقى مىماند و فناى آنچه فانى مىشود- لذا مشاهده مىكند كه ظاهر؛ به هر دو ظهور تفصيلى و اجمالى احدى؛ حقيقت جامع محمدى است، و اين راز مماثلت و مضاهات (همانندى) و مقابله دو نسخه (عالم و انسان) است، و رازهاى ديگرى را خواهد دانست كه در شرح جوابها- با خواست خدا- روشن خواهد شد.
٤٥/ ٥ سپس گوييم: وقتى براى انسان بيناى سراپا شوق اين آگاهى بر حقيقت و علمش- به ذوق درست و كشف روشن- حاصل آمد؛ هيچ امكان شك و شبههاى- چنانكه در علم نظرى حاصل است- برايش باقى نمىماند و به اندازه آنچه كه استعدادش از كمالى كه شايستگى آن را دارد اقتضا مىكند و تحصيلش براى او به حكم: عمل كنيد زيرا هركس براى انجام مقصودى كه به جهت آن آفريده شده داراى توانايى است، آسان شده تحقق مىيابد، خواه تحصيل آن به وجه كلى باشد و يا به وجه تفصيلى- ولى موقت- براى اينكه تحصيل هميشگى و جاودان در ممكن محال است؛ و اين كمال علمى او است- اگرچه نسبى باشد- و از كمال علمى او آن است كه حضورش در تمام احوالش و يا بيشتر از آن بر وى غالب مىباشد، به ويژه اوايل و اواخر آنها؛ به گونهاى كه بيانش در سرّ حضور گفته آمد؛ و آن عبارت از استجلاى معلوم است و آنچه كه بدان علم از احكام و اوصاف رنگ مىگيرد، با اين همه مراعات كننده خواطر اوّلين مىگردد، و براى هر يك اولى در آخر و آخرى در اول است كه هر يك از آن دو را به ديگرى الحاق مىكند و ضابطه آنچه كه بين آن دو است مىباشد، و نيز داناى به احكام خواطر است كه آنها ربانى هستند و يا ملكى و يا نفسانى و يا شيطانى- با ميزان درست و دقيق- كه به اقتضاى هر يك از آن دو از روى آوردن و روى برگردانيدن عمل مىكند و حق هر صاحب حقى را به تمامه مىدهد، و به واسطه ميزان الهى قرآنى ظاهر و شريعت را، و به ميزان ايمانى و احسانى باطن و حقيقت و كشف را مىرساند، و اين انسان كامل و بيناى به