ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٤٦ - دنباله باقى مانده در تقسيم مراتب كلى كه در اين مرتبه دوم از هم امتياز دارند
اعلا است و آن كتاب اسم «المدبر» مىباشد، هم چنان كه لوح محفوظ ام الكتاب مفصل و ام الكتاب مبين است، و آن حقيقت الحقايق و عبارت از «عماء» عالم است.
٨٨/ ٤ پنجم «نون» اقدار و مقدّرات است و آن عبارت از امّ الكتابى است كه در روحانيت روح قمر و روحانيت فلك آن قرار گرفته است، و آن آسمان اسم «الخالق» است و محل اجتماع تابشهاى عالى و نورهاى مختلف و اتصالها و انفصالها است.
٨٩/ ٤ گويم: از آنجا كتاب محو و اثبات بين جزئيات نقش مىپذيرد.
٩٠/ ٤ اگر گويى: چگونه تعدّد در مراتب الهى حقى- هم فاعل و هم قابل- تصور مىشود به طورى كه بين آنها نسبت «نرى و مادگى» حاصل مىشود؟ در حالى كه وحدت؛ پيش از ظهور مظاهر خلقى ويژهترين صفات آن است.
٩١/ ٤ گويم: وحدت حق حقيقى است و اين مراتب امورى اعتبارى و نسبىاند؛ همچنان كه ترتيب بين آنها نسبى است نه وجودى، پس مجموع در واقع يك امر است و ذاتا يكى است؛ و آن ذات حق تعالى و تجلى احدى او است كه وجوهى چند بر آن دلالت دارند:
٩٢/ ٤ نخست اينكه گفته شد: مرتبه جمع و وجود؛ با اينكه وحدت صرف حقيقى است؛ از جهتى متصف به احديت و از جهت ديگر به واحديت متصف مىباشد.
٩٣/ ٤ دوم اينكه: در نزد محققان «واحد احد» يك اسم مركب است مانند «بعلبك».
٩٤/ ٤ سوم اينكه گفته شد: اعتبار فاعليت به واسطه تجلى و قابليت به سبب تعيّن است، با اينكه هر دو يك چيزاند كه به اعتبار سخنگو بودن ذات با خودش- به كمالاتش- حاصل آمده است و از جمله احكام آن (ذات) ميل به ظهور و كمال جلا و استجلا مىباشد.
٩٥/ ٤ چهارم چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير «اياك نعبد» بيان داشته كه: انسان كامل در هر عصر و زمانى از حيث يكى از دو وجه اين مرتبه است، يعنى وجهى كه در مرتبه پائين غيب ذات حق است كه با آن نه مغايرت و ضديّتى دارد و نه از آن امتياز دارد، و از غيب ذات و شئون آنكه عبارت از حقايق اسماء است. تعبير به «نحن- ما» و «انا- من» و «لدينا- نزد ما» و امثال اينها مىشود، و از حيث وجه ديگر كه در او (انسان كامل) اعيان و احوال آنها نقش مىشود؛ از آنها و از او- از آن جهت كه آنهايند- و به زبان آنها؛ و نيز از آن