ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٨٨ - اصل چهاردهم در تعين صورت كرسى - پس از تعين صورت عرش
فرغانى در ديباچه شرح قصيده گفته: هر يك از عرش و كرسى گاهى صورت مثالى آنها به حكم مرتبهاى كه هيئت و شكل در آن آشكار شده اعتبار مىشود، لذا آن دو به نام عرش و كرسى ناميده مىشوند، و گاه ديگر صورت جسمانى آنها كه مركب از درازا و پهنا و ژرفايى است اعتبار مىشود، از اينروى عرش به اعتبار اينها فلك الافلاك و فلك اطلس و محدّد ناميده مىشود، و به اعتبار اينها كرسى؛ فلك كواكب و فلك منازل ناميده مىشود.
٦٠٩/ ٤ اين چيزى است كه موافق بيان هر دو شيخ بزرگوار است و مشخص مىنمايد كه حضرت شيخ قدس سره- همانگونه كه روشش است- تصريح بر حقيقت حال كرده و به حسب دو اعتبار يك چيز در سخن؛ تفصيل نداده است، و بدان اشاره كرده كه كلام شيخ اكبر رضى الله عنه در نهايت بازگشت به اين سخن دارد، و اين بدان جهت است كه گفتهاند چون فرغانى ديباچه كتاب شرح قصيده خود را بر حضرت شيخ قدس سره عرضه كرد؛ آن را تصديق نمود و فصلى بدان الحاق كرد كه گوياى تعريف و تمجيد آن بود، و اين چيزى است كه در اين تطبيق دستآويزى بدان درست است. و خداوند داناى به مقاصد خود و مقاصد اهل تحقيق است و بس.
٦١٠/ ٤ سپس (گوييم:) به واسطه اشتمال كلام هر يك از شارحان در تعيّن آن دو (عرش و كرسى) بر علومى فراوان و رازهايى بزرگ، اين چنين ديديم كه آنها را- به صورت انتخاب- نقل كنيم.
٦١١/ ٤ اما سخن شيخ جندى (در شرح فصوص) اين است: طبيعتى كه براى صور طبيعى قوه فعال است؛ ظاهر الهيّت است و الهيّت باطن و هويّت آن است، و آن احديت جمع حقايق فعلى وجوبى است و خداوند فاعل تمامى افعال است، پس اوّلين صورتى كه در ماده «عمائى» كونى پديدار گشت طبيعت واحدى بود كه جامع قواى فعال و مواد منفعل- در احديت جمع ذاتى آن- بود، و به اين مطلب- ٦- اشاره كرده و فرموده: اولين چيزى كه خداوند آفريد «درّه» بود، و آن عبارت از حقيقت جسم كلى- بر يكى از دو معنى خودش- مىباشد، لذا تجليات اسمائى و انوار ربانى پرتو و اشّعات خود را بر آن تابيدند؛ لذا- از جهت حيا و آزرم- گداخته شد و به صورت آبى درآمد، در اين وقت عرش حيات بر