ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٦٦ - مقام اول
٧٠٤/ ٣ حضرت شيخ قدس سره در كتاب فكوك گويد: تهيم و شيفتگى اقتضاى عدم امتياز صاحبش را به صفتى كه مقيدش گرداند مىنمايد، و اين همان مقام خلّت (دوستى) نخستين است كه از برداشته نشدن پرده و حجابها حاصل آمده است؛ و اين خلّت ابراهيمى داراى اوّل بودن ظهور به صفات الهى ثبوتى مىباشد، به اين معنى كه او ذات را به صفات پوشانيد، از اين روى در صحيح (حديث نبوى) آمده: نخستين كس از خلايق كه روز قيامت لباس مىپوشد (و يا پوشانيده مىشود) ابراهيم ٧ است، زيرا اين پاداش مناسبى است، و وى را ظاهريت برزخ نخستين است[١] و او نخستين كسى است كه به وى كليات احكام وجوب در مرتبه امكان كمال يافت و هر حكمى كلى از آن (احكام وجوب) با قابليّتى كه بدان؛ اثر آن حكم كلى در وجود ظاهر گرديده تقابل يافت، و آنها كلماتى هستند كه تمامشان كرد[٢].
٧٠٥/ ٣ و اما خلّت بزرگ كه اختصاص به پيغمبر ما محمد ٦ دارد؛ هيچ پرده و حجابى با آن نيست، زيرا اقتضاى اوّلى مقابل شدن تعيّنات مخصوصى از تعيّنات حق تعالى كه به نام صفات ناميده مىشوند با قابلياتى ذاتى كه غيريت دارند مىباشد و آنها لوازم حقيقت قابلاند، برعكس خلّت مصطفى ٦، براى اين كه مقابله در آن بين صفات ظاهر و بين صفات باطن بودن حق تعالى- با احديت عينى كه عبارت از هويت موصوف به ظهور و بطون است- واقع شده، از اين روى پيغمبر ٦ شبيهترين خلايق به ابراهيم ٧ بود و زنده كننده دينش، زيرا به سبب تحقق يافتن به هويت دو طرف- يعنى ظاهر و باطن- دو طرف زندگى و تعيّن مىيابد، و آن دو طرف ظاهر است و باطن، و اسم باطن اوّلين تعيّنات هويت است؛ و هيچ ظهورى نيست جز از بطون، پس استناد آن دو به آن «هويت الله» روشن گشت، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
٧٠٦/ ٣ و افراد چنان كه گفتيم مظاهر تهيّم (يعنى فرشتگان مهيّمين) هستند و تمثيل به اين دو (كاملان و افراد) از تمام وجوه مانند دوتاى اوّلى نيست بلكه از بعضى جهات است و آن
[١] - و آن برزخيت دوم است، زيرا برزخ اول تعيّن اول است كه حد فاصل بين غيب مطلق و تعيّن دوم است، و برزخ دوم تعيّن دوم است كه حد فاصل بين حق و خلق است، برزخ اول داراى ظاهر و باطن است و ظاهر برزخ اول ظاهر تعيّن دوم است، بنابر اين معنى ظاهر برزخيت اول روشن است.
[٢] - و از پى اتمام آنها امام بر مردم آمد.