ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١١٥ - فصل هشتم در اين كه هيچ اثر گذارى اثر نمىگذارد تا آنكه اثر پذير شود
بالا كشيد، بالا مىكشند. و اين در سدرة المنتهى صورت مىگيرد. ولى اگر در اين اعمال مظالم و يا آنچه كه شايسته درگاه پروردگارى نيست باشد؛ درهاى آسمان به سويش باز نمىشود و محل وصول آنها فلك اثير مىشود و سپس بدانها فرمان مىرسد و در سجين گذارده مىشود .... تا پايان سخنش.
١٩٤/ ٣ از بيانات شيخ رضى الله عنه چنين مفهوم مىشود كه مراتب ادراك: حس است و سپس خيال و پس از آن ذكر و بعد فكر، و اگر در رساله جندى فكر بر ذكر پيشى داده شده بدين جهت است كه فكر روشنى مىگيرد و منتهى به ذكر مىگردد تا حفظ نمايد، و براى هر يك وجهى است، پس حال كه قدس (قداست و پاكى) خاص آفريدگارش است و سپس عقل و پس از آن نفس ناطقه و بعد روح كه خليفه (حق) است، چرا شما در اينجا- به موافقت با تفسير فاتحه- اكتفا بر سه و يا چهار و جامع نمودهايد؟
١٩٥/ ٣ گويم: براى اين كه مراد از بيان در اينجا مراتب ادراك است و آن به حسب حال ادراك كننده يا كلى است و يا جزئى، و دوّمى يا به واسطه قوه باطنى است كه خيالى مىباشد و يا به واسطه قوه ظاهرى است كه حسى مىباشد. و كلى عبارت است از نفسانى و روحانى و سرّى، و از اين روى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير؛ نفسانى ناميده و در مفتاح الغيب روحانى؛ و امكان افزودن بر اين دو؛ جز به واسطه نسبت جمع آنها نيست. اما حفظ خاص قوه ذاكره و تصرف ويژه قوه متفكره است و آن ادراك نبوده بلكه امر ديگرى است كه موقوف بر آن مىباشد.
١٩٦/ ٣ و دلالت بر اين كه كلى را هرگاه عقل تجريدش نمايد عين نفسانى و آنچه كه بالاتر از آن است مىباشد بيانى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسيره آورده و آن اين كه: حق متعال چون خواست امرى به انسانى به توسط انسان ديگرى و يا غير انسان- ولى از اين مراتب- برساند؛ آن امر را از مقام علمى تنزل معنوى- نه انتقال- مىدهد و بر مراتب تصورات بيان شده مىگذراند تا آنكه به مرتبه حس مىرسد و شنونده با گوشش آن را- اگر به صورت لفظ باشد- مىشنود و يا بديدگانش- اگر به صورت نوشتن و يا حركات اعضا و يا غير اينها باشد- مىبيند، سپس انتقال به تصور ذهنى و پس از آن به نفسانى پيدا مىكند، در اين حال