ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٣٠ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
زيرا اضافه و نسبت دادن هر حكمى به هر اسمى صحيح نيست، بلكه برخى از اسماء هستند كه اضافه و نسبت برخى از احكام به آنها محال نيست، اگر چه براى ديگر اسماء (اين نسبت محال) ثابت است، و همينطور در صفات نيز كار همينگونه است. و از نتايج تنزيه كشفى نفى غير است با بقاى حكم عددى[١] بدون فرض نقصى[٢] كه سلب شود و يا تعقّل كمالى كه به واسطه اثبات اثبات كننده نسبت به حق متعال داده شود. و السلام.
٥٧٠/ ٣ و اما بنابر اعتبار دوم[٣]: و آن تعلق او است به موجودات و تكثر نسبتهايش به واسطه جفت شدن به ممكنات و فرود آمدنش به سبب تابش نورش بر اعيان موجودات؛ كه مبنا و پايه اين نيز بر اصولى چند استوار است:
٥٧١/ ٣ اصل نخست آنكه: تعلق و جفت بودن نسبت است و هر نسبتى تعلق به نسبت داده شدهها پيدا مىكند، بنابر اين جايز است كه براى هر يك از آنها- به اعتبار هر كدام از نسبت داده شدهها- مستقلا اسمى باشد، هم چنان كه نسبت بين برانگيزنده و برانگيخته شده- به اعتبار فاعل- ايجاب، و به اعتبار مفعول؛ وجوب ناميده شده است، و همينطور تحريم و حرمت، و يا ايجاد وجود اضافى، پس نام گذارى تعيّن وجود حقيقى- به اعتبار اصل احدى و محل اطلاقى خود- حق يگانه، و به اعتبار جدايى و تميّزى كه سارى و جارى است و تكثرى كه عارض است و تغيّر و دگرگونىهاى پىدرپى و يا متوازى؛ خلق بىشمار است. شيخ اكبر- رضى الله عنه- گفته:
|
حق تعالى از اين جهت خلق است اين را متذكر باش |
و از آن جهت خلق نيست اين را هم فراموش مكن |
|
|
جمع كن و جدا كن، زيرا يك حقيقت بيشتر نيست |
كه آن حقيقت هم كثير است و هيچ چيزى را باقى نمىگذارد |
|
[١] - به واسطه ظهور حق تعالى به واسطه احكام آينهها كه همان اعيان ثابتهاند.
[٢] - هم چنان كه اهل تنزيه عقلى چنين مىپندارند، و همان طور كه پيش از اين اشاره شد؛ براى دور بودن از نقايص فرض شده است، يعنى غير فرض نقصى تا اين كه سلب شود، خلاصه يعنى غير سلب نقص فرض شده.
[٣] - اعتبار اولش را در صفحه ٢٠٢ بيان داشت و اين اعتبار ديگر است.