ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٥٣ - اصل سوم در نسبت آنچه كه بين حقيقت جامع اصلى و حقايق مندرج فرعى مىباشد
١٢١/ ٤ و ديگر آنچه كه حضرت شيخ قدس سره در نفحات گفته: توقف از جانب مرتبه الهيت بر قابليت كه حاصل به واسطه جمعيت است شرطى مىباشد و از جانب كونى بر آن (مرتبه الهيت) علّى (علتدار) و موجدى است.
١٢٢/ ٤ و ديگر اينكه طلب از جانب مرتبه الهيت براى فعل و تأثير و اثربخشى است و از جانب كونى براى قبول و تأثير و اثرپذيرى است.
اصل سوم در نسبت آنچه كه بين حقيقت جامع اصلى و حقايق مندرج فرعى مىباشد
١٢٣/ ٤ چون حقايق عينى صور نسبتهاى علمىاند؛ و تعيّن اسماء الهى به حسب تعين حقايق كونى مىباشد؛ خواه هر دو كلى باشند و يا آنكه جزئى؛ اسماء جزئى مندرج در مرتبه جمع؛ به حسب حقايق داخل در آن مىباشند، پس اگر هر يك از اين حقايق- از حيث احديتشان نه از حيث جمعيتشان- اعتبار شوند؛ حقيقتى غيبى هستند مشتمل بر حقايق آنها (اسماء) و ذات به اعتبار آنها به اسمى ذاتى از نامهاى آنها ناميده مىشود، ولى نه عين آنها است و نه محمول بر آنها، چون مشمول (فراگرفته شده) عين شامل (فراگير) نمىباشد؛ وگرنه يكى از دو مشمول عين ديگرى بود، زيرا عين عين؛ عين شئى است.
١٢٤/ ٤ ولى اگر از جهت اضافه نسبت جامع به آنچه كه بعد از آن (در مرتبه) از اسماء ذاتى مجموع در علم- نه در خارج- هست اعتبار شود؛ يعنى نسبت به حقايق غيبى داخل در مرتبه علمى؛ نه نسبت به اعيان وجودى خارجى (اعتبار شود) به نام مقام هويت و مقام ذات و امثال اينها ناميده مىشود، چون دلالت دارد كه اعتبارات اسمائى نسبت به آن (ذات) عين آنند و نسبتها در آن اعتبار شدهاند، پس معرفت آن عين معرفت اين (خارج) است، و ما گفتيم: نه در خارج، چون اعيان خارجى صورت حقايقاند نه نفس حقايق، تا چه رسد كه نفس (عين) حقيقت جامع باشند، و در اينجا قواعدى چند است:
١٢٥/ ٤ نخست اينكه: كلى داراى جزئى- از آن جهت كه جزئى است- مىباشد و