ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٩٠ - اصل چهاردهم در تعين صورت كرسى - پس از تعين صورت عرش
٦١٤/ ٤ و چون جوهر بالا رونده چهارمين مكان خود را زير گودى فلك الافلاك گرفت، فلكى كه نسبت به ما فوق خود محاط است و به آنچه در درون خودش- يعنى اطراف مركز جوهر گداخته شده- محيط است پديد آمد، و چون تجليات مفصل به اين جوهر مجملى كه كليد در بسته است؛ اقتضاى تفصيل آنچه از حقايق كه در آن است دارد، پس به واسطه اسم «مقدّر» منازل فرود آمدن از انوارى كه عبارت از منازل اسرار اسماء الهىاند مقدّر و معيّن گشت و برجها با حقايقشان و منازل انوار با دقايقشان تعيّن يافتند و اصول جواهر انوار علوى كلى جسمى؛ به واسطه طبيعت بلند فعلىشان خارج شدند، خارج شدنى طبيعى و وحدانى و نورى، و ارواح و انفاس نورياب گشته از اين فلك مظاهر خود را گرفتند و وجوه عقل اوّل كه سيصد و شصت وجه است- از گودى محيط فلك اطلس در اين فلك- تعيّن پذيرفت، در حالى كه اطلس واحد است و داراى وحدت كلى، و بسيط است و داراى بساطت نسبى كه همانند جوهر روحش- يعنى عقل اول- مىباشد، و انوار رحمت از سبحات و عظمت وجه رحمان- از عين عقل اول از مرتبه اسم «مدبر»- تجلى كرد.
٦١٥/ ٤ و كلمه واحد عرشى در كرسى- به واسطه تدلّى دو قدم- بخش به دو كلمه گشت: و آن دو حكم و خبر است كه خود داراى پنج بخش است، زيرا آن بخش به امر و نهى مىشود و آن دو؛ خود پنج بخشاند: واجب و حرام و مستحب و مكروه و مباح، و چون دو- كه دو قدم باشند- در شش ضرب شود؛ مجموع دوازده مىشود، شش الهى است و شش كونى؛ پس اين فلك بخش بر دوازده برج مىشود، مانند كلمه الهى در قلب عرش؛ كه همان شرع است.
٦١٦/ ٤ و چون كرسى محل دو قدم است؛ در آخرت جز دو سرا- يعنى بهشت و دوزخ- داده نمىشود، چون او مطلقا به واسطه دو قدم؛ دو سرا- يعنى دنيا و آخرت- و دو فلك را مىبخشد؛ فلك بروج و فلك منازل كه همان زمين بهشت است، و منازل مقدار بخش شدههايى است كه در فلك بروج است و آن- براى خاطر حروف نفس رحمانى- بيست و هشت مىباشد، و آن بخش بر دوازده برج شده تا هر برجى در عدد صحيح باشد و كسر (اعشار) بهرهاى است تا حكمش در عالم فراگير شود، لذا براى هر برجى دو منزل و يك سوم منزل