ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٤٤ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
وجودات چهاراند: در اذهان و اعيان و عبارت و كتابت؟
١١٠٧/ ٤ گويم: همچنان كه حروف و كلمات ذهنى- يعنى خيالى- صور حروف علمى غيبى و مظاهر آنها هستند و سپس حسّى نطقى مظاهر ذهنى است، همينطور رقمى و آنچه در مقام آنها است مظاهر الفاظ نطقى حسىاند- اگرچه از حسّى مطلق بيرون نيستند- چون آنها از مبصرات و در معرض مشاهدهاند؛ در مقام نطقى مقامشان داده تا فايدهاش تمامتر و فراگيرتر باشد.
١١٠٨/ ٤ از آن جمله تفهيم غايب است، براى اينكه نوشته براى غايب مانند خطاب است براى حاضر. و از آن جمله تحصيل فهم پس از غفلت- با غيبت متكلم- مىباشد، به واسطه اين است كه آراء و آرزوها با هم برخورد پيدا مىكنند و علوم پخش مىشود و فهمها جمع. و از آن جمله ضبط (نوشتن) آنها بيشتر است تا حفظ كردن، تا جائى كه گفتهاند: آنچه حفظ مىشود فرار مىكند و هرچه نوشته مىشود قرار مىگيرد و امثال اينها.
١١٠٩/ ٤ سپس گوييم: بنابراين شمارى از مقدمات دانسته شد:
١١١٠/ ٤ نخست اينكه: مرتبه امكان كه در تعيّن دوم مقابل مرتبه وجوب است- با آنچه از حقايق ممكنى كه دربردارد- عبارت است از غيب اضافى؛ نسبت به غيب هويت و غيب ذات مطلق، و اگرچه به واسطه تعيّن اوّل تعين يافته؛ ولى نسبت به عالم ارواح به نام غيب مطلق ناميده مىشود، چون غيب الهى است، برعكس عالم اشباح كه كونى است.
١١١١/ ٤ دوم اينكه: مرتبه امكان ظلمت عدمى است- يعنى از آن جهت كه خودش خودش است- چون آن (مرتبه امكان) اقتضاى عدم را دارد، ولى نه مطلقا؛ بلكه به شرط اينكه نور وجود بر آن نتابد و پيش از اين گفته شد كه در اين حال مظهرش قمر است، و ممكن است گفته شود ظلمت آن ظلمت قابليت براى تابش نور وجود است، براى اينكه قابليت؛ ظلمت است و فاعليت نور.
١١١٢/ ٤ سوم اينكه: ممكنات در نور وجود عام كه صورت غيب ذات و نخستين حاصل از او است تعيّن و ظهور مىيابند، و با اينكه هم اكنون گفتيم كه نفس رحمانى به حروف و حقايق تعيّن مىيابد؛ اين همچنان كه بارها در تحقيق بيان حضرت شيخ قدس سره