ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٤٦ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
١١١٦/ ٤ پس مركب دوات با دوات نظير مرتبه امكان است با آنچه از ممكنات كه در بردارد، يعنى دوات نظير مرتبه است و مركب دوات نظير نفس رحمانى است در آن، و ذهن متكلم و سخنگو و علمش در سخن گفتن نيز مرتبه امكان است، و اين به واسطه احاطه حق است از حيث وجود و علم؛ به آنچه كه در مرتبه امكان مىباشد، انسان هم همينطور به آنچه در دوات و ذهن است- از جهت اظهار و آشكار نمودن- احاطه دارد. سپس (گوييم:) حقايق ممكنات در مرتبه نفس رحمانى و تجلى احدى مانند حروف پنهان در دواتاند و علم سخنگو و ذهن او وارد شدن كثرتى است كه از هسته خرما در آن حاصل مىآيد[١]، و پيغمبر ٦ بدان اشاره كرده و فرموده: خدا بود و با او چيزى نبود، يعنى بالفعل نبود. سپس (گوييم:) كاغذ و نفس و صوت؛ نظاير انبساط و گسترش نور وجودى عام است كه به نام رقّ منشور و نور مرشوش (تابيده شده) ناميده مىشود، و انبساط اين نور عبارت است از پخش كاغذ و تابش نور، و آنچه در كاغذ نوشته مىشود و در مخارج از صوت تعيّن مىيابد؛ مانند صور معلوماتى هستند كه در وجود خارجى تعين يافتهاند؛ يعنى داخل در تحت وجوداند؛ نه آنچه كه بوى وجود را نشنيده.
١١١٧/ ٤ سپس (گوييم:) نوشتن و گفتن (كتابت و قول) نظير ايجاد و ظاهر كردن است، و اين يا به واسطه نفس رحمانى احدى است كه تعيناتش به «كن- باش» ظاهر است، چون دانسته شد كه هيچ ظهورى جز به واسطه نور وجود عام نمىباشد كه به ذات خود احدى است و به سبب تعلقات ايجاديش- كه در شرع از آن تعبير به «كن» مىشود- متعين مىباشد، و اين همان سبب حقيقى براى ظهور است كه شامل كتاب مسطور (نوشته شده) مىباشد، و يا به واسطه قلم اعلا كه واسطه بين حق تعالى و بين كون و وجود است؛ ولى به گونه شرط بودن براى آمادهسازى و فيض؛ نه به سبب علّت بودن- چنان كه فلاسفه مىپندارند- از اينروى جز ثبوت حكم نفس رحمانى و سريان آن را در مراتب و فراگيرى حكمش را نبخشيد، و اين همان سبب عادى است و اعتقاد شرعى بر اين پايه استوار است، و از آن جهت نوشتن و گفتن
[١] - مراد نخلها و خرماهاى فراوانى است كه بالقوه در يك هسته خرما وجود دارد، همينطور حقايق ممكنات در نفس رحمانى موجوداند. م