ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٩٩ - مقام هشتم در اين كه چشمه و منبع مظاهر وجود به اعتبار اقترانش بدانها«عماء» است
٤٨٠/ ٣ سپس (گوييم:) اين تعيّن و تجلىاى كه متعيّن بدان شده يعنى ظاهر وجود كه به اعتبار مرتبه به ظاهر اسم «الله» و به اعتبار وجود عام به ظاهر اسم «الرحمن» ناميده شده داراى وحدت و كثرت و برزخى است كه حدّ فاصل و در ضمن جامع بين آن دو مىباشد، اما وحدت آن[١] مضاف به تجلى دوم است كه نسبتش به احديت ذاتى قوىتر؛ و مظهريتش بدان سزاوارتر است- ولى به واسطه سرايت اثر واحديت- اما سرايت حكم واحد به واسطه پديد آمدن كثرت نسبى اسمائى ثبوتى و سلبى است از آن. اما سزاوارتر بودنش به انتساب به احديت ذاتى به واسطه نفى احكام و نسبتها است از اسماء سلبى او، مانند ازلى كه اول بودن از آن نفى شده، و غنى كه احتياج- در قيام كمال بدان و ظهورش- مطلقا از آن نفى شده، و فرد كه از آن هر چه كه جفتپذير است از مثل و مانند و شبيه و نظير، و يا مانند وجود ديگرى در مقابل وجود آن؛ نفى شده است، وتر كه از آن هر چه كه در صفات با آن جفت مىشود- مانند حياتى مثل حيات او و غير اينها- نفى شده، و قدوس كه از آن صفات نكوهيده مانند ظلم و دروغ و بيهوده كارى و امثال اينها نفى شده، و سلام كه از آن كشمكش ظهور صفات نفى شده؛ به گونهاى كه غضب در مقام رضا و اراده انتقام در مقام عفو و عكس اينها كشمكش و ستيز ندارند، و سبّوح كه از آن هر چه كه در فرد و قدوس و سلام نفى شده؛ نفى گرديده، و همينطور متعالى و غير اينها از اسماء سلبى.
٤٨١/ ٣ اما طرف كثرت تعيّن دوم مظهر واحديت ذاتى است؛ ولى به واسطه سرايت حكم احديت.
٤٨٢/ ٣ اما حكم مظهريت واحديت به واسطه پديد آمدن كثرت تعينات الهى و كونى مىباشد.
٤٨٣/ ٣ اما حكم سرايت احديت از دو جهت است:
٤٨٤/ ٣ نخست اين كه هر يك از اعيان اين كثرت را وحدتى است جمعى كه آن وحدت اصل و منشأ آن مىباشد، و مثال اين وحدت در اعتبارات الهى نخست تجلّى است و سپس
[١] - وحدت آن عبارت است از ظاهر وجود؛ و وجوب صفت او است و به نام حضرت وجوب ناميده مىشود، پس وحدتش حقيقى و كثرتش- به واسطه حكم واحديت در آن- نسبى است، همان منشأ اسماء الهى و تعينات وجودى است.