ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٨ - فصل دوم در اين كه شئى ضد و مخالف خودش را در هيچ نوعى از نتايج نتيجه نمىدهد
تدوين و تسطير و جهان شهادت، اما مطلقا؛ اينگونه نيست، زيرا اولين متعين در مراتب الهى حضرت احديت جمع است و سپس مرتبه الوهيت، و واحديت مرتبه بعد از آن است. و در مراتب كونى عالم تهيّم و سپس قلم اعلا در عالم تسطير است. در تفسير فاتحه چنين آمده بود، و نيز در آن آمده: اولين متعين از حضرت عمائى عالم مثال[١] و سپس عالم تهيّم و پس از آن قلم اعلا است، و اين- خدا دانا است- به اعتبار تقدمش در جمعيت؛ و بودنش مر صورت حضرت عماء و مرتبه انسان كامل است كه بدان (انسان كامل) اول بودن- مانند آخر بودن- تعيّن مىپذيرد؛ نه به حسب وجود، زيرا به حسب آن (وجود) عالم تهيّم با عقل اول است و عالم مثال بعد عالم ارواح.
٦١/ ٣ و از آن جمله مراعات حال تجلى فاعل و ممكن قابل در ارتباط بين آن دو است، زيرا حق متعال از آن جائى كه از تمام وجوه و جهات واحد است؛ لازم است كه ارتباط از ناحيه حق از يك جهت باشد، و چون كثرت از لوازم ممكنات است و كمترين آن دو است؛ لازم است كه ارتباط هر ممكنى به حق تعالى از ناحيه ممكن از دو جهت باشد: جهت امكانش به واسطه زنجيره ترتيب و جهت وجوبش به واسطه حق متعال به وجه خاص او باشد، بنابراين غلبه از اين جهت براى وحدت و احكام وجوب است و از جهت ديگر براى كثرت و احكام امكان.
٦٢/ ٣ و از آن جمله اين كه تفاوت امتزاج احكام دو جهت اين وجوبى كه محقق قائل بدان است و جهت امكان و غلبه يكى از دو طرف؛ مبتنى بر مراتب آنها است[٢]؛ و اين به حسب تفاوت استعدادات ماهيات است كه در ترتيب غير مجعولاند؛ يعنى در ممكنات از جهت تقدم و تأخر و شرف و پستى و شقاوت و سعادت و علم و جهل و بقا و فنا و غير اينها تعقل مىشود. پس جهات و وحدت خاص براى كمال و تقدم است و جهات امكان و كثرت
[١] - ممكن است مرادش از حضرت عمائى مقام واحديت باشد- هم چنان كه اين يكى از احتمالات آن است- بنابر اين عالم مثال مقام مشيت و فيض منبسط عام مىشود، زيرا آن برزخ است و برزخ مقام انسان كامل است كه بين هر دو خصلت را حائز و بين هر دو مقام را جامع است.
[٢] - يعنى تفاوت امتزاج جهت حقى و جهت خلقى مبتنى بر مرتبه وجود و مرتبه ماهيت است، پس هرگاه كه به مبدأ فياض نزديك شد جهت اولى قوىتر است و بر عكسش بر عكس.