ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤١٣ - اصل نهم در اينكه نفس رحمانى به كدام اعتبار«عما» ناميده مىشود و خواص«عما»
در آن (ماده) و بطون و غيب در حق- لذا نسبت ذات واحد به واسطه تعدّد اعتبار تو تعدد مىپذيرد- نه مطلقا-
٣٣٦/ ٤ و اگر مشهود تو حق واحد احد باشد؛ نه قيد و عدد؛ گويى: همو ظاهر است و همو باطن، و چون نظر به تعدّد كونى داشته باشى و كثرت- به واسطه الفتت با حسّ- ترا از وحدت بپوشاند و مشاهده وحدت؛ از حيث ذات او در كثرت؛ و مشاهده كثرت در وحدت؛ از حيث نسبت و اعتبارات آن- به واسطه عدم توانائيت در شهود- ترا غير ممكن باشد. گويى:
صورت از عالم شهادت است و معنى از عالم غيب، و وجود واحد را دو چيز قرار مىدهى؛ با اينكه عين واحد است و بازگشت به امر واحدى دارد كه آن تجلى احدى ذاتى و نفس رحمانى سارى با احديت خودش مىباشد.
٣٣٧/ ٤ و از خواص آن اينكه اين صورت وجودى مطلق؛ آينهاى است قابل و پذيراى ظهور احكام تعينات امكانى و اختلافات عينى كه مشتمل بر صورتهاى علمى آنها است، و نيز براى ظهور مقتضيات برترى و تفاصيل استعدادى كه مجمل و كليات آنها غيب و تفاصيل و جزئيات آنها شهادت است مىباشد.
٣٣٨/ ٤ خلاصه آنكه «عما» به واسطه آنچه از ماده امكانى كه اشتمال بر آن دارد مانند آينهاى است كه قابل و پذيراى صور وجودى كونى منبسط بوده، و نيز مطلق صورت وجودى آينهاى است براى ظهور تعينات امكانى و صور استعدادى، و به اين دو آينه كه بارها از تفسير- از بيان حضرت شيخ قدس سره- نقل كردهايم اشاره است كه گفته: تو آينه اويى و او آينه احوال تو.
٣٣٩/ ٤ پس حق سبحان با احديت ذاتى خود و تعدد دو نسبت ظهور و بطون خود- از حيث تجلّيش- همانطور كه در باطنيت ظاهر خود مرتبه وجوب را با آنچه از حقايق اسمائى و صفات ربوبى كه دربردارد مىداند، همينطور در ظاهريت باطن خود؛ از آن جهت كه آن (ظاهريت) مجلاى (باطن) او و محل نفوذ و جريان قدرت و مقدرات اوست كه از باطنش بدان (ظاهر) متوجه است؛ مرتبه امكان را با آنچه از اعيان كه دربردارد و از هم به امتياز علمى ازلى امتياز دارند؛ و نيز احوال اين اعيان را؛ مشاهده مىكند، چون آنها حقايق ممكنىاند و مانند نفس اعيان علمى؛ لازم آنها (احوال) اند، يعنى به واسطه همراه بودن حكم هر عينى بر