ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٣٢ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
ان اعرف، يعنى: گنجى پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم (اين شناختن نسبت به خلق است) نه نسبت به حق.
٢٣٢/ ٥ از آن جمله اينكه: آنچه از باطن افاضه مىشود، ظاهر آن را مىگيرد، هم چنان كه آنچه نسبت به ظاهر پنهان است بازگشت نسبت به آنچه پنهان است دارد، و از مظهر آن دو (باطن و ظاهر) شب و روز است.
٢٣٣/ ٥ و از آن جمله اينكه: هرچه كه نسبت به اجتماع تفرّق و جدايى دارد، در دايره جمع بيشتر از اين استهلاك دارد، و هرچه در آنچه كه داراى تعدّد و شمار است فانى شد؛ در واحد مندرج است و تقلّب و دگرگونى دارد، چنانكه خداوند مىفرمايد: وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى، يعنى: سرانجام سوى پروردگار تو است (٤٢- نجم) و: إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ، يعنى:
سرانجام كارها به سوى خدا است (٢٢- لقمان)
٢٣٤/ ٥ اگر گويى: پس اجزاى عالم از آن جدا است و اختلاف در احوال آن است، بنابراين معنى بيان الهى كه: وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ، يعنى: و نزد ما بيشتر است (٣٥- ق) چه مىباشد؟
٢٣٥/ ٥ گوييم: معنى آن چيزى است كه بدان رنگ و سريان را در هرچه كه بر آن مىگذرد مىبخشد، اين يك اتيان و پذيرش است نسبت به بسط وجودى، و نيز با پاسخ دادن به خواننده حق تعالى در مقام حصول كمالى كه خوانده شده شايستگى آن را دارد بازگشتى مىباشد، همچنان كه فرمان حق الهى به كاملترين كاملان در بيان الهى كه: إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ، يعنى: چون يارى خدا و پيروزى رسيد (١- نصر) بدان (بازگشت) وارد شده، و در معناى آن آمده كه: وقتى يارى و مدد ملكوتى و تأييد و كمك قدسى و فتح مطلقى كه آن سويش هيچ فتحى نيست رسيد، يعنى فتح باب مرتبه احديت و كشف ذاتى پس از فتح مبين- در مقام روحى به واسطه مشاهده- و مردمان را به واسطه مناسبت ذاتى براى قبول فيضت ديدى كه در توحيد و سلوك- بر صراط مستقيم- جمع آمدهاند كه گويى يك شخصاند، آنگاه ذاتت را از احتجاب و پوشيدگى به مرتبه قلب كه معدن و كانون نبوت است منزّه و دور بدار، يعنى به واسطه قطع علاقه از بدن و ترقى به مرتبه حق اليقين كه معدن و كانون ولايت است و جز پس از مرگ استمرار و دوام ندارد، از اينروى بود كه چون اين سوره نازل گشت ياران رسول خدا