ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٨٨ - فصل چهارم از فصول باب كه پايان دنباله مطالب پيشين است
تجلى الهى به حقايق آنها نشده بود؛ اقتضاى عدم داشتند و تحقيقش پيش از اين گذشت، در حالى كه ممكنات را از توجه تجلى الهى احدى او حصول و نتيجهاى است كه از آن تعبير به اقتران مىشود؛ و آن نسبتى عدمى و غير محقق است، و قول به اينكه در وجود نه باطلى هست و نه مجازى؛ بر اين اساس است كه تعين حاصل شده؛ حالى از احوال ذات حق؛ و حكمى از احكام اسم «ظاهر» او است كه (آن حكم) انتساب به وجود دارد و وجود در هرجا- به حسب قابليت آنجا- انتساب بدان پيدا مىكند، و موجوديت به معنى اين انتساب؛ حقيقتا صادق است، نه مجاز است و نه باطل- اگرچه در ذات خود نسبتى غير محقق در خارج است-.
٩٤٣/ ٤ و در قواعد عقلى ثابت شده كه: صدق حمل خارجى و تحقق آن مقتضى تحقق مبداء محمول در خارج نيست، پس موجوديت به اين معنى و نسبتش بهر حقيقتى كه در خارج تعين مىپذيرد و ظاهر مىشود دو حقيقت است، و حقيقت بودن چيزى غير محقق بودن آن است، پس بين آن دو (موجوديت و نسبتش بهر حقيقت) موافقت حاصل شد و تحقيق به هم رسيد، جز آنكه حضرت شيخ قدس سره در نفحات- پس از اشاره به آنچه ما بيان داشتيم- گفته: اگرچه مشهد اين بنده و مشربش در اين وقت اين است كه: هيچ حقيقتى در وجود نيست تا آنكه در مقابل آن مطلقا مجازى تعقل شود، و اين حكم چه جزئى و چه كلى را شامل است، پس جز نسبت و اضافه نمىباشد، و چون آن (حقيقت) را در خور ادراكش ادراك كردى، خواهى يافت كه آن حالات صاحب كار و اوصاف او است، و تفاصيل در علم- چه از جهت عقل و چه از نظر كشف- به موجب اسم و رسم- از حيث ذات و وصف- است نه جز آن.
|
و آن سوى اين (چيزى هست كه) اشاره نمىكنم چون آن |
رازى است كه زبان گويا از آن گنگ است |
|
|
امرى است به او و براى او و از او كه اعيان ما |
تعين مىپذيرد و وجود او به لباس درآمده است |
|
٩٤٤/ ٤ سپس گويد: با اينكه اعيان ما نيز چيزى زايد بر احوال ذات عارى از اوصاف نيست كه در هر حالى از حالاتش به حسب آن- از حيث تعين آن حال- و يا امتيازش به واسطه تعيّن و تعينش براى صاحب حال- از اطلاقش- تعين مىيابد. اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.