ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٣٤ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
پنجگانه هم دو مجراست، براى چشيدن دهان و فرج است و براى بساويدن و لمس كردن دو دست، و بقيه نيز روشن است.
٢٤٢/ ٥ همانگونه كه خورشيد و ماه يك خانه دارند، عاقله هم يك خانه دارد كه ميان مغز قرار دارد، مانند وسط قرار داشتن خورشيد در افلاك، و خانه ناطقه (قمر) زبان است.
٢٤٣/ ٥ و همانند جوزهرين[١] تندرستى و بيمارى است كه ذات آن دو ادراك نمىشود و اثرشان مشاهده مىشود، از اين روى بيشتر آثار آن دو در مغز و قلب مانند آثار جوزهرين است در خورشيد و ماه به واسطه خسوف و كسوف، لذا سلامتى و مرض آن دو در ديگر اعضا سرايت مىكند، مانند سريان حال خورشيد و ماه در ديگر ستارگان.
٢٤٤/ ٥ و نظاير حدود و وجوه و دريجان و بهرات[٢] و اثنى عشريات و درج و دقايق؛ ديگر اعضا از اعصاب و رگها و مفاصل و رودهها و غير اينها مىباشند.
٢٤٥/ ٥ و همانند اركان (باد و خاك و آتش و آب) اخلاط (صفرا و سودا و بلغم و خون) مىباشند، و در اعضا؛ سر مانند آتش است و سينه مانند هوا و شكم همانند آب و پايين مانند خاك؛ سپس (گوييم:) بدن مانند زمين است و استخوانها مانند كوهها و شكم مانند دريا و رگها مانند رودها و مغز مانند معدن و مو مانند گياه و جلو مانند مشرق و عقب مانند مغرب و راست مانند جنوب و چپ مانند شمال، و نفسها مانند بادها و صدا مانند رعد و قهقهه مانند صاعقه و گريه مانند باران و اندوه مانند سياهى شب و خواب مانند مرگ و بيدارى مانند حيات و كودكى چون بهار و جوانى چون تابستان و پيرى چون پائيز و سالخوردگى چون زمستان، و حركت مانند گردش ستارگان است و حضور مانند طلوع و غيبت مانند غروب و استقامت كارهايش مانند استقامت ستارگان است و توقف مانند رجوع و جاه و رفعت مقام مانند شرف و اوج است و عكس آن مانند هبوط (فرو افتادن) است، و غربت مانند وبال است و اجتماعات و افتراقات مانند اتصالات و انفصالات[٣]
[١] - اين اصطلاحات و تمام معانى آنها در كتب نجومى به ويژه در سى فصل خواجه نصير و ديگر كتب معرفت تقويم و غيره بيان شده كه بايد به آنها مراجعه كرد. م
[٢] - اين اصطلاحات و تمام معانى آنها در كتب نجومى به ويژه در سى فصل خواجه نصير و ديگر كتب معرفت تقويم و غيره بيان شده كه بايد به آنها مراجعه كرد. م
[٣] - تمام اين اصطلاحات از استقامت و رجوع و شرف و وبال و هبوط و اوج و حضيض و غربت و اجتماع و افتراق و اتصال و انفصال نجومى است و امير و وزير و كاتب و لاهى و جندى و قاضى و دهقان و ديگر اينها از احكام نجوم است. م