ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٨٥ - مقام دوم
يكتا است (١٦- رعد) هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ، يعنى: همو اول و آخرو ظاهر و باطن است (٣- حديد) و بيان رسول خدا ٦: كان الله و لم يكن معه شئى، يعنى:
خدا بود و با او هيچ چيز نبود، مىباشد و زبان تأخر: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ، يعنى: اگر خداى را يارى كنيد يارىتان كند (٧- محمد) و: سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ، يعنى: به زودى خداى سزاى وصف (ناحق) شان را مىدهد (١٣٩- انعام) و بيان رسول خدا ٦: ان الله لا يمل حتى تملّوا، يعنى: خداوند ملول و دلتنگ نمىشود تا آنكه شما ملول شويد، و: من عرف نفسه فقد عرف ربه، يعنى: هر كه خود را شناخت خداى خويش را شناخته است، و: من تقرّب الى شبرا تقربت اليه ذراعا ... تا پايان حديث، يعنى: هر كس يك وجب به من نزديك شود من به او يك ارش نزديك مىشوم ... تا پايان حديث مىباشد.
٧٨٤/ ٣ و اما مجموع (معنى) كه متعيّن بين سه است آن چيزى مىباشد كه بدان اسم از ديگر اسماء- يعنى از معنايى كه بدان اختصاص دارد- امتياز مىيابد، و اما امرى كه شامل و فراگير معانى اسماء الهى است؛ يعنى معنى كلى كه جامع و فراگير نسبتهاى وجود است عبارت است از الوهيت كه فراگير تمام نسبتهاى اسمائى و صفاتى است، و امرى كه شامل و فراگير نسبتهاى ماهيت است عبارت از عبوديت مىباشد، و نسبتى كه جامع احكام فعلى است و آن خود لازم اولى است مقام وجوب است، و نسبتى كه جامع احكام انفعالى است و آن خود لازم دومى است مرتبه امكان است.
٧٨٥/ ٣ اگر گويى: اينجا اين طور مفهوم است كه همان نفس اقتران اسم ناميده مىشود و اين مخالف آن چيزى است كه در جايى از تفسير گفته: هر تميّز و تعددى كه تعقل شود؛ به گونهاى كه از آن (تعقل) حقيقت امر اصلى امتياز دهنده دانسته شود- با اين كه تميّز به مرتبه بر تعدد پيشى دارد- همان اسم است، زيرا آن (اسم) نشانه و راهنماى بر اصل است و تميّز و تعدد؛ دو حكم آن (اسم) اند، و لفظى كه دلالت بر معنى امتياز دهنده؛ كه خود دلالت بر اصل دارد بكند؛ آن اسم اسم است.
٧٨٦/ ٣ و باز در تفسير گفته: هر چه كه در وجود ظاهر گشته و از غيب امتياز پيدا كرده- با آن همه اختلاف انواع ظهور و امتياز- همان اسم است، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.