ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٦٠ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
تجلى دوم است و مشتمل بر تمام اسماء او بالفعل، تحقق يابد، يعنى از حيث قلب مضاف به مظهر و صورت انسانى؛ و اين قلب و صورت دو مظهر همانند هماند از حيث معنى و صورت به برزخ دوم- براى جمع تفصيلى- پس از آن ظهور تجلى دوم است براى خودش از حيث آن مظهر و قلبش، يا به او و به گوش او و چشم او در او، در اين صورت شهود مفصّل است در مجمل، و يا به او و به گوش او در آنچه كه از او خارج شده؛ در اين صورت شهود مجمل در مفصل مىباشد، اين براى آن است كه بدان؛ بازگشت هر اسمى از ائمه و اصول هفتگانه- پس از تحققش به كمال اختصاصى و تفصيلى خود- به اصل خودش كه اقتضاى اجمال و جمعيت آن را دارد تحقق و ثبوت يابد؛ تا جامع بين دو كمال اختصاصى و جمعى باشد، و تجلى دوم با اين كمالات به اصل خودش كه تجلى اول است بازگردد.
١١/ ٥ پنجم اينكه: چون خصوصىترين خواص صورت انسانى سخن و نطق ظاهرى و باطنى است كه در ديگر صور يافت نمىشود؛ از اينروى آغاز سلطنت ادوار مظاهر اسماء- براى تحقق كمال استجلا- مظهر قولى و سخن بود؛ بنابراين تجلى دوم از حيث اسم «قائل- سخنگو»- به حكم محبت اصلى و به حركت درآوردن آن مر مفاتيح را به حكم سرايت در آن پس از تحققش به كمالات اختصاصى آن- اقتضاى سرشتن طينت و نهاد آدم ٧ را كرد. براى اينكه تمامى اين مظاهر اجزاى «يد- دست» است كه تسويه آدم ٧ نسبت به آن دارد، سپس در او- بدون واسطه- از روح اعظم خود دميد، و چون اثر اسم «قائل» در او قوىتر بود؛ از اينروى اختصاص به آگاهى بخشيدن اسماء به فرشتگان يافت، و موقف او برزخيت آسمان دنيا؛ به واسطه همسايگى ستارهاى كه اختصاص به مظهريت «قائل» دارد مىباشد، و در آن بيت عزّت است كه عبارت از محل فرود آمدن تمام قرآن و غير آن مىباشد.
و صورت آدم كه جامع بين تمام كمالات است، اصل و منشأ تمام صور انسانى با همين كيفيت و خطوط مىباشد، همچنان كه معنى محمد ٦ و حقيقت او كه حقيقت الحقايق است منشأ و اصل تمام حقايق و ارواح انسانى و غير انسانى مىباشد.
١٢/ ٥ ششم اينكه: به شمار حقايق هفتگانه- از جهت اجمالشان- اصول مظاهر انسانى تعيّن يافت كه قابل تابناك كردن تجلى دوم با جمعيتش- با اثرى پنهان از اختصاص به