ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٠ - فصل دوم در سبب اختلاف امتها و آگاهى دادن به راز و رمز راه راست
به زمانها و مكانها و حالات مخصوص خود؛ و امتياز همه به تعداد اشتراك در امور، و همين طور شناخت علت غايى در ايجاد مجموع عالم و يا بعضى از اجناس و يا انواع آن؛ و نسبت به هر ناحيه و شريعت و عالم و مرتبه است.
٣٦/ ٢ و چون صاحب بصيرتان از اهل الله اين را مشاهده كرده و دانش مردمان را- جز در بيشتر از مسائل رياضى هندسى كه نهايتش شناخت مقادير و اندازه است- گمان و تخيلاتى يافتند كه در آن هم اتفاق رأى و هم آهنگى ندارند؛ نفوسشان جز اين كه به برترين معلومات و اشرف آن (يعنى خدا شناسى) بپردازد راضى و خشنود نگشت، يعنى علمى كه داراى عظمت قدر است و بقاى آن- پس از جدايى اجسام (از اين جهان)- دايمى مىباشد، اين را براى اتصال به حضرت حق علام و همانندى به نشأه برتر آن در معرفت و شناخت اشيا طلب كردند، بلكه اين اصلا مقتضى حال خلاصه خاص الخاص- يعنى كسانى كه اهليت دستيابى به آن را دارند- مىباشد؛ آنان كه تمام اراده و عزم خويش را بر حق تعالى- آنگونه كه خودش خويش را مىداند- گماشته و محل (دل) را از غير او خالى كردند، پس اگر سودمند افتاد؛ سعادتى است و يا حداقل صاحبش را به كمال نسبى مىرساند، و چون برايشان شناخت چيزى غير حق مقدر شده باشد و آن از جانب خداوند سبحان و بدون كوششان افاضه شده باشد؛ موجبش وسعت دايره كمال استعداد غير مجعول آنها است، نه اين كه آن امر مقصود آنان و يا وابسته به اراده و عزم آنان- مانند ديگر از مردمان- بوده است.
٣٧/ ٢ سپس گوييم: هنگامى كه حق متعال تكميل مرتبه علم و تكميل بعضى از بندگانش را به واسطه علمى كه اختصاص به دسته دوم- بهگونه تعيّنش در علم حق تعالى- دارد اراده كرد، در هر زمانى و از هر طايفهاى برگزيدگانى را انتخاب كرد كه به نام انبيا و اوليا ناميدهشان و ايشان را به روحى از جانب خويش تأييد و ياريشان كرد و بر آنچه از حقايق صفات و اسرار احكام وجوب وجود خودش كه خواست آگاهشان ساخت؛ سپس دستورشان داد كه تمام مردمان را بر اين طريقه و روش؛ و آنچه كه شامل اين دسته (دوم) است آگاهى و هوشيارشان دهند و ايشان را به سوى پروردگارشان بخوانند و به واسطه حكمت (برهان) و اندرز نيك (خطابه) به راه موصل (و مستقيم) آشناشان سازند، سپس به وسيله معجزات و