ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٤٩ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
كه بعضى از حكما گفتهاند: ابتهاج و سرورى است به واسطه تصور حضور آنچه كه براى ادراك كننده كمال است، زيرا ابتهاج و سرور؛ لازم آن (كمال و تصور حضور) است- نه مطلقا- بلكه در مقام تصور محبوب. و برخى ديگر گفتهاند، كور شدن عاشق از ديدن عيب معشوق، و اين لازم است و اختصاص به محبت كونى وجودى دارد. حسين منصور حلاج گفته: (محبت) صفتى سرمدى و عنايتى ازلى است. و عمر بن عثمان مكى گفته: رازى است كه خداوند در دلهاى مخلصان به امانت گذارده است.
٦٥٣/ ٣ پس محبت الهى داراى دو قول شد؛ با اين همه (يعنى اين كه محبت وجدانى و ادراكى است) بهتر اين است كه به الهى- يعنى ذاتى- و يا صفاتى- با اقسام چهار گانهاش- و به كونى كه آثارى ناميده مىشود و در واقع منسوب به پديد آورندهاش مىباشد تقسيم شود، چنان كه گفتهاند:
تمام جهات (شش گانه) محل تابش خورشيد زيبايى تو است
و هر صاحبدلى اشتياق به سوى تو دارد
اى كسى كه زيبايى شگفتآور را به اهلش مىدهى
در واقع همگى عشق به زيبايى تو مىورزند
٦٥٤/ ٣ ابن فارض گويد:
هر زيبايى زيبائيش از جمال و حسن اوست
و نزد آن زيبا امانت است، و بلكه زيبايى همه زيبارويان[١]
٦٥٥/ ٣ پس اين (حب و عشق) كونى و وجودى اگر تعلق به ذات حقى كه منبع كمالات است بگيرد، محب عاشق؛ كامل مكمّل است و اگر به آثار- از آن جهت كه آثار اسماء و صفات اويند- تعلق بگيرد، محب عاشق عارفى است كه مشاهده جمال حق را در مظاهر خلقى مىكند، چون نكاح صورى مظهر نكاح روحانى است كه آن نيز مظهر نكاح اسمائى است، و اگر به آثار؛ يعنى از جهت اعيان آنها تعلق بگيرد؛ و با اين كه اعيان اغياراند محب عاشق
[١] - و زيبايى همه زيبارويان از او است و نزد اينان به امانت است و امانت روزى به صاحبش باز مىگردد. م