ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٠٤ - فصل هفتم در اين كه شئى در شئى ديگر جز به واسطه نسبتى كه بين آن شئى و ديگرى است اثر نمىگذارد
١٤٤/ ٣ گويم: اين طور نيست؛ براى اين كه حضرت شيخ قدس سره در اين باره گفته:
تجلى نور وجودى همان مظهر است و به ظهور درآوردن؛ اثر گذاردن در حقيقت آنچه را كه به ظهور در مىآورد نيست، بنابر اين نسبتهاى اسمائى است كه برخى در برخ ديگر مؤثراند، يعنى بعضى از آنها سبب پديد آمدن بعض ديگر و (سبب) ظهور حكم آن در حقيقتى كه آن (حقيقت) اصل و ريشه آن اسم است مىباشند.
١٤٥/ ٣ سپس گويد: اعيان ثابته را- از آن جهت كه در مقام تجلى وجودى آينههايند- جز از حيث ظهور تعدد كه در غيب آن تجلى پنهان است اثرى نيست، پس آنها در نسبت ظهور از امرى كه آن شرط در به ظهور آوردن است اثر دارند، يعنى اقتران و جفت شدن اعيان ثابته- به حسب استعدادات مخصوصشان- به تجليات.
١٤٦/ ٣ و اين بنابر آن چيزى است كه (حضرت شيخ قدس سره) در آن جا (كتاب نصوص) نيز بيان داشته كه: حق تعالى برتر از آن است كه متأثر از غير باشد، و حقايق ممكنات برتر از آنند كه از جهت حقايقشان متأثر باشند، زيرا آنها در ذوق كمال- از اين جهت- عين شئون حق متعالاند، بنابر اين جايز نيست كه غير خودشان در آنها اثر بگذارد.
١٤٧/ ٣ سپس در كتاب نفحات گفته: آثار اشياء در خود اشياء و در وجود كاشف است[١]، و در وجود جز به ظهور آوردن نيست؛ و آن (اشياء) را بدون مرتبهاى از مراتب و يا قابلى[٢] از قابليات اثرى نمىباشد، زيرا هر كيفيتى كيفيت اثر گذاريش را در وجود مطلق ظاهر نمىكند؛ و اگر چه آن بوجه كلى دانسته مىشود، ولى وقتى كه تأثير كيفيت[٣] به غايتى كه نزد آن استقرار مىيابد منتهى شد، اثر كيفيت در نصيب خودش از وجود مطلق ظاهر مىشود، و چون اثر كيفيت در وجود مطلق به نهايت اثر گذارى رسيد؛ مطلق به واسطه آن؛ صفت اثر گذارى را در آنچه در آن اثر مىگذارد به دست مىآورد، لذا وجود؛ اثر كيفيت را بر آن باز مىگرداند، و
[١] - يعنى در آن مقام كه وجود در هر كدام آنها و به حسب آنها تعيّن و تقيد مىيابد، لذا اشياء در وجود مطلق؛ تقييد و تعيين را اثر مىگذارند.
[٢] - يعنى هيچ اثرى وجود مطلق را جز به واسطه تعينى از تعينات و حقيقتى از حقايق نيست، همانگونه كه كار در فيض اقدس اينگونه است، زيرا ذات از آن جهت كه غيب مطلق است هيچ وقت- حتى در موجودات كونى- ظاهر نشده است، پس مؤثر ذات است با تعينى از تعينات.
[٣] - يعنى در وجود مطلق، و مقصود از كيفيت حقايق اشيا و صورتهاى علمى آنها كه به نام اعيان ثابته ناميده شدهاند مىباشد.