ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٠٣ - فصل هفتم در اين كه شئى در شئى ديگر جز به واسطه نسبتى كه بين آن شئى و ديگرى است اثر نمىگذارد
است و بهرهورى به جزء[١] حرام است- مگر در موقع ضرورت، و اين[٢] مانند تأثير ظاهر است در مظاهر- به نسبت ظهور بين آن دو- و آن نسبتى كه در دو قسم است عبارت از محل اثر و درخواست كننده آن است و در اشتراك آن بين آن دو هيچ شكى نيست، و آن به اعتبارى مؤثر است و به اعتبار ديگر متأثر (اثر پذير).
١٣٨/ ٣ بنابر اين شئى در خود اثر نمىگذارد جز به دو اعتبار، پس در قسم اول باعتبار آن چه از وى است؛ در آنچه كه غير و سوا ناميده مىشود، و در قسم دوم در آنچه مغاير آن نيست، جز اين كه ظهورى خاص از وى در مرتبه و يا موطنى ديگر بوده كه بدان تعدد و تنوع- با بقاء احديت عين بر آنچه كه بوده- حصول مىيابد. و از آن (يعنى قسم دوم) سرّ وجود و علم و امثال اين دو از اصول[٣] حقايق نسبت به مرتبه ربانى و آنچه به غير نازل مىشود و تفاوت دو اعتبار عينيت از جهت كلّيت احدى و غيريت از جهت نازل شدن به غير دانسته مىشود.
١٣٩/ ٣ اگر گويى: جهت ناميدن اغيار را مؤثرات، مانند ارواح نسبت به اشباح و طبايع نسبت به صورتهاى طبيعى چيست؟
١٤٠/ ٣ گويم: اين به حسب ظاهر است و همگيشان معداتاند، چنان كه حضرت شيخ قدس سره در نصوص گفته: هيچ اثرى از شئىاى در شئى ديگر نمىباشد و اشياء خود مؤثر در خوداند؛ و آنچه را كه علل و اسباب مؤثر مىنامند همگى شرطهاى ظهور اشياءاند، نه اين كه اشيا را يك حقيقتى است كه در حقيقتى غير خود اثر مىگذارد.
١٤١/ ٣ اگر گويى: ممدّ و كمك كننده باشند، كمك كنندهها نيز خود نوعى تأثيراند.
١٤٢/ ٣ گويم: اين طور نيست، براى اين كه حضرت شيخ قدس سره گفته: همين طور مدد؛ آن جا چيزى نيست كه چيز ديگرى غير خود را مدد نمايد، بلكه مدد از باطن شئى به ظاهرش مىرسد.
١٤٣/ ٣ اگر گويى: بنابر اين تأثير به ظهور درآوردن است؟
[١] - يعنى در آنچه كه داراى جزء است و در آنچه كه با وى نسبتى داشته كه عارض است.
[٢] - يعنى آنچه كه نسبتش صفتى عارضى بوده است.
[٣] - مانند وجود و علم و اينها.