ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٣٩ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
اجناس عالم و اصول و اركان آن است، و اگر بخواهى مىتوانى آنها را اسماء تالى تفصيلى بنامى، و تحقيق روشن اين كه تمامى، شئون و اسماء او- از آن جهت كه او داراى شئون است- مىباشند، در اين مطلب به اشتباه نيفتى.
٦٠٩/ ٣ يازدهم اين كه: اصول شئون همان اعتبارات اصلى هستند.
٦١٠/ ٣ پس حق تعالى به اعتبار معقول بودن تعيّن اوّلش به حال وجودى- نه به اعتبار ظهورات تفصيلى خودش- واحد ناميده مىشود.
٦١١/ ٣ و به اعتبار ظهورش- در حالتى كه مستلزم تبعيّت حالات ديگر خود را كه باقى مانده است دارد- ذات ناميده مىشود.
٦١٢/ ٣ و به اعتبار تعيّنش در شأن خود كه حاكم بر شئون خويش است و به خود و از خود آثار و احكام خود را قابل است «الله[١]» ناميده مىشود.
٦١٣/ ٣ و به اعتبار گسترش و انبساط وجود مطلق او بر شئونش- كه به واسطه ظهورش ظاهر گرديده- رحمان ناميده مىشود.
٦١٤/ ٣ و به اعتبار اين كه هر موجودى را به رحمت عامه اختصاص مىبخشد رحيم ناميده مىشود.
٦١٥/ ٣ و به اعتبار ظهورش از جهت حالتى كه مستلزم آگاهى بر احكامى كه برخىشان به برخ ديگر از جهت تأثير و تأثر (اثر گذارى و اثر پذيرى) و تناسب و تباين و غير اينها اتصال و پيوستگى دارند علم ناميده مىشود، پس او از اين جهت و به اين اعتبار كه خود را و آنچه كه در هر حال و به حسب خود بر آن در نورديده شده ادراك مىكند؛ خويش را عالم[٢] ناميده است.
٦١٦/ ٣ و به اعتبار سريان ذاتى شرطى او از جهت تنزّه و دورى از غيبت و دوام ادراك به نام «حى» ناميده مىشود.
[١] - فرق بين اعتبار ذات و اعتبار« الله» اين است كه اوّلى مجرد استلزام احوال است نه علّيت- بر عكس دومى- زيرا در دومى علّيت برخى از شئون بر برخ ديگر هست.
[٢] - عليم صيغه مبالغه است- برعكس عالم- و مبالغه آن به واسطه تعلق به غير نفس واجب است، بر عكس عالم كه آن منحصر در نفس واجب است.