ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣١٣ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
٨٨٧/ ٣ حضرت شيخ قدس سره در اقسام حيرت كاملان در آخر تفسير گويد: از كنه و حقيقت پروردگارت سئوال مكن، چون از فرو رفتن و انديشه در آن باز داشته شدهاى و نااميد گشتهاى؛ پس زبان درازى مكن؛ اكنون شادمان باش و چوب دستى سفر را كنار بگذار كه: پس از عشا بوى خوش گياه عرار نيست، بلكه نهايت آنچه مىطلبيم- پس از موفقيتمان- معرفت نسبت مألوهيت خودمان است به الوهيتى كه جامع اسماء است؛ و نيز معرفت حكم آن (الوهيت) در خودمان به واسطه نسبتهايى كه تعبير از آنها به اسماء مىشود.
٨٨٨/ ٣ و باز حضرت شيخ قدس سره در آخر تفسير گويد: اشيائى هستند كه از جهت علمى- يعنى از حيث احكام و مراتب و صفاتشان- شمرده مىشوند ولى نه مشاهده مىشوند و نه رؤيت مىگردند، و برخى از آنها هستند كه مشاهده و رؤيت مىشوند، يعنى از آن حيث كه قابل شهوداند و نيز از حيث تعلق و تقيد آنها به شئون او كه به اعتبارى صفات؛ و به اعتبارى اسماء و مراتب و امثال اينها ناميده مىشود، اين با غير ممكن بودن احاطه به او و حكم به محدود بودن بر او است، و بهره و نصيب ما از حق سبحان اين قسم است، و برخى چه نيكو سرودهاند:
|
عيان رفعت و بلندى ترا تحقيقا يافت |
و خردها به كنه تو بدرستى احاطه نيافتند |
|
٨٨٩/ ٣ اين بيان حضرت شيخ قدس سره بود، پس معرفت نخستين[١] معرفت چگونگى ارتباط جهان مألوه به پديد آورندهاش «الاه» است، و دوم[٢] معرفت ارتباط پديد آورندهاش به آن، و از اين دو (الاه و مألوه) چيزى حصول نمىيابد جز از نسبت تجلى وجودى منبسط او بر اعيان ممكنات كه به نام وجود عام و فيض وجودى الهى ناميده مىشود، پس به واسطه نور او است كه اعيان را رنگپذيرى كه به نام وجود اضافى ناميده مىشود حاصل مىآيد، و ما گفتيم:
دو ارتباط[٣] جز از آنجا حاصل نمىشود، براى غير ممكن بودن غير[٤] اين از جانب حق سبحان، يعنى از آن حيث كه وجودش است، چنان كه بارها اين مطلب گفته شد و باز
[١] - و آن معرفت نسبت مألوه بودن ماست به الوهيت او كه جامع اسماء است.
[٢] - يعنى معرفت حكم آن در ما؛ به سبب نسبتهايش كه تعبير از آنها به اسماء شده است.
[٣] - يعنى ارتباط« الاه» است به جهان و ارتباط جهان است به« الاه»
[٤] - يعنى تجلى وجودى، و مقصود از غير خصوص تعيّن است.