ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٧٦ - سئوال اول حقيقت انسان چيست؟
٦٨/ ٥ خلاصه آنكه: حقيقت تعيّنى ازلى است در باطن حق سبحان و تشخصّى معنوى و كلى، و شكى نيست كه براى هر مطلق كلى؛ ارتباطى ذاتى به هر مقيدى از مراتب جزئى اضافى او و اعيان جزئى حقيقى مىباشد، و ذاتى بودنش يا براى اين است كه ذات او احديت جمع تمام آنها است- همچنان كه در حال تعيّن اول اگرچه نسبى عارضى بود يعنى از آن جهت كه متبوع و تابع است بيان شد- و يا براى اين است كه ارتباط به قيدها مقتضى ذات مطلق است- ولى نه از آن حيث كه ذات مطلق است- بلكه به اعتبار نسبتها و اضافاتش، و پيش از اين بيان شد كه شرطهاى خارجى منافى شرطهايى كه اقتضايشان ذاتى است نمىباشد؛ مانند اقتضاى عنصر كه حركت به مركزش مىباشد- البته به شرط خارج شدنش از آن- پس ارتباط آن مشتمل بر ذاتى از وجهى، و بر نسبت عارضى از وجهى ديگر مىباشد، به ويژه از حيث احاطه اطلاقى؛ مانند احاطه مطلق كه اختصاص به علم مطلق به معلومات دارد؛ و (مانند احاطه مطلق كه اختصاص) به وجود شامل و فراگير كه تحققبخش همه موجودات است- يعنى از آن جهت كه وجود است تحققبخش است- دارد، يعنى مشتمل بر دريافت شئى است مر نفس خود را؛ و از حيث اينكه آن (نفس) داخل در تحت كمال دايره انسانى و مرتبه آن است، براى اينكه هر مرتبه و حقيقتى، بعضى از مشمولات مرتبه و حقيقت جامع اويند، بنابراين دو حيثيّت، دو اعتباراند براى وجود عام و آنچه از حقايق كه دربردارد.
٦٩/ ٥ سپس گوييم: اين ارتباط ذاتى و نسبى از دو وجه بر دو نوع است: يا اين است كه در فضاى اسم «باطن» و در مراتب نخستين اصلى كلى كه عبارت از اصول مراتب اسمائىاند واقع مىشود؛ مانند اسم «مدبّر» كه مظهرش قلم اعلا و امّ الكتاب- كه نفس رحمانى است- و امثال اين دو؛ از مرتبه وجوب؛ و يا اينكه مرتبه امكان- يعنى «عماء» ربوبى و «عماء» عبودى و غير اينها از مراتب پنجگانه كلى- مىباشد، در اين صورت اين ارتباط موصوف است به مناسبات و ائتلافات (به هم پيوستنهاى) معنوى و روحانى؛ و به نام شئون ذاتى ناميده مىشود. اما مناسبات و ائتلافات؛ براى اشتراك داشتن توابع اين مرتبه اصلى در اشتمال مرتبه بر آنها و اندراج آنها در مرتبه مىباشد. و اما شئون ذاتى، براى اينكه آنها تعيّنات اصلىاند كه در اعتبار- يعنى متوسط بودن بين حق و آنچه غير حق است- پيشى دارند.