ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٦٢ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
هفتگانه- با اثر اختصاصى پنهان از يكى آنها- مشتمل بر همگى است، لذا اولى العزم كامل و خليفه بدون واسطه حق است و تجلياتش ذاتى مىباشد، و هر يك از تابعان هفتگانه چون مظهر يكى از اصول هفتگانه مىباشند، يعنى از حيث ظهور حكم تميّز و جدايى و اختصاصش؛ لذا با واسطه آن (يعنى يكى از اصول) خليفه است و تجلياتش اسمائى و صفاتى است- نه ذاتى- پس براى هر خليفه كامل؛ هفت خليفه غير كامل است، و حكم در اقطاب محمديين نيز اينگونه مىباشد[١].
١٥/ ٥ هفتم اينكه: چون كمال جلا و استجلاى تفصيلى كه اختصاص به تجلى دوم داشت به پايان رسيد و سلطنت ادوار مظاهر آن به واسطه بازگشت آنها به آن (تجلى) و بازگشت آن با آن كمالات به اصل خودش كه تجلى اولى است به نهايت رسيد؛ از آن- به حكم رنگپذيرى به آن كمالات- حقيقت محبت اصلى به كمال استجلاى اين تجلى اول برانگيخته شد و مفاتيح- به حكم اين رنگپذيرى- به تحقيق و ثبوت اين كمال توجه كرده و اصول و فروع مذكور با كمالات اختصاصى و اشتمالىشان- به تبعيت آنها- توجه نموده و به گونه توجه اجتماع يافت، لذا سلطنت ادوار جزئى- يعنى ادوار آسمانهاى هفتگانه- به سلطنت دوره عرشى محدّدى كلى وحدانى- به حكم اقتضاى آن براى مظهر حقيقى اكملى حقيقت برزخيّت نخستين- بازگشت.
١٦/ ٥ از اين روى زمان مانند شكل و هيئتى كه آسمانها و زمين خلق شده بود به گردش درآمد، و چون دوره آن دوره وحدانى اعتدالى بود، اقتضاى كار آن هم امرى وحدانى و اعتدالى؛ يعنى عنصر اعظم مجمل مرتوق (بسته شده)- يعنى ماده و اصل آسمانها و زمين- بود، ولى به سبب اختلاف احكام آنها- به واسطه اختلاف قابليتشان- تفاوت با كبيسهها و
[١] - اينجا نكتهاى است و آن اينكه هركس كه مظهر تجلى دوم است- از حيث ظهور حكم تميّز و اختصاصش كه در مرتبه« عمايى» ثابت است- به واسطه اين كاملى كه تابع او است خليفه است و تجلياتش صفاتى و اسمائى است نه ذاتى، پس براى هر خليفه كامل هفت خليفه غير كامل است، و اين حكم در اقطاب محمّديين هم هست، لذا هر كاملى خليفه است و عكسش درست نيست، و اما هر يك از كاملان چون مظهر حكمى هستند، همگى مشتمل بر جميعاند- با اثر اختصاصى پنهان از يكى آنها- اولى العزم و خليفه بدون واسطه حق است و تجلياتش ذاتى مىباشد و اسماء و صفاتش ذاتى نمىباشد.« حاشيه»