ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥١٧ - اصل پانزدهم در ظهور صور عناصر چهارگانه و سپس آسمانهاى هفتگانه
حيات و نور به حقايق ملك و سلطان كه از سدنه و پردهداران اسم «الله» اند مشتعل شد.
٧١٦/ ٤ پس از آن آسمان زهره از خلاصه عنصر سردتر وجود پيدا كرد و كف آسمان به نور نفس رحمانى از مرتبه اسم «جميل و مصور و لطيف و ودود و منعم و عطوف و برادران اين اسماء» مشتعل شد.
٧١٧/ ٤ بعد از آن آسمان كاتب از تجلى نور اسم «بارى و محصى و حكيم و سريع الحساب و برادران اين اسماء» پديد آمد.
٧١٨/ ٤ سپس آسمان قمر پديد آمد و كف خلاصه آن به نور تجلى اسم «خالق و مدرك و سريع و موحى و قائل و محسن و ظاهر و برادران اين اسماء» با انواع بشارات و كرامات مشتعل شد، و هر يك از اين آسمانهاى هفتگانه با انوار ستارگانشان از خالصترين عناصر، به گونه معتدلتر و پاكتر تكوين و موجوديت يافتند، تكوّن و موجوديتى كلى وحدانى جمعى، اينها همينطور باقى مىمانند تا آنكه رستاخيز برپا شود، در آن حال صور طبقات و انوار آنها- نه جواهر و ذواتشان- تغيير و دگرگونى مىيابد، چون افلاك چهارگانه توانايى ندارند، از اين روى اين چهار تا روز رستاخيز- با صورشان و با آنچه كه بدانها از انوار افلاك و اجرامى كه فوق آنها است و بدانها تشبّه پيدا كردهاند- ثابت مىمانند.
٧١٩/ ٤ پس از آن عناصر سافل ثابت تعين پيدا كردند؛ مانند برشوندگان سنگين، و به مجمع طبيعى خودشان گرد آمده و بعضى از آنها بر بعض ديگر احاطه پيدا كردند، در نتيجه زمين در مركز ثابت ماند و كره آب و سپس هوا و بعد از آن اثير بدان احاطه يافت. پايان سخن او.
٧٢٠/ ٤ فرغانى (در شرح قصيده فارضيه) گويد: چون اثر نفس رحمانى به صورت اين موجود و كون هبائى كه قابل ظهور به هر صورت محسوس است آشكار شد؛ خواه (صورت) بسيط باشد و قابل تجزيه و خرق و التيام (جدا شدن و به هم پيوستن) نباشد و يا مركب غليظ باشد به طورى كه كون و فساد را بپذيرد، و محل صور غير قابل تجزيه مجمل و مفصلش قطعهاى از «عماء» شد كه به نام عالم مثال ناميده شده است، لذا مجمل آن به صورت عرش و فلك الافلاك و فلك بروج ظاهر گشت و مفصل آن به صورت كرسى و (فلك) منازل، بنابراين مجمل آن اجمال تفصيل لوحى است و مفصل آن تفصيل اين اجمال است، و عالم مثال به اين