ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٨١ - فصل چهارم از فصول باب كه پايان دنباله مطالب پيشين است
٩٠٦/ ٤ و اگر در اينجا گفت كه نشأه انسانى در آن واقع شده و مدد پيشين به هفتاد و يك هزار سال رسيده- همچنان كه معيّن كرده- و عمر دنيا- تا آغاز آفرينش انسان- به هفده هزار سال رسيده- همچنان كه معين كرده- و هنگامى كه ولايت و حكومت انسان به تمام مدّت حكم فرشته سنبله- كه هفت هزار سال است- پايان يافت و از ميزان؛ حكم قيامت را آغاز كرد و كار حشر و نشر به پايان رسيد و اهل دو سرا (بهشت و دوزخ) در منزلهاى خودشان به برخى از برج جوزا استقرار يافتند، مدت مابين اين دو با اين حساب (يعنى با افزودن هزار سال) پنجاه هزار سال مىشود و آن روز ذى معارج است.
٩٠٧/ ٤ و راز آن- خدا دانا است- اينكه: روز قيامت روز تجسّد نسبتها و اعمال و احوال مىباشد، و شكى نيست كه در هر هزار سالى از مدت خلق انسان در دنيا كه هفت هزار سال است، براى هر يك از ائمه هفتگانه اسمائى؛ حكمى است كه به واسطه سريان حكم آنها و انواع تجليات آنها ارواح و طبايعى كه در ستارگان هفتگانه و غير آنهايند اثربخشى مىكنند، بنابراين رقايق هفتگانه اسماء در هر يك از هفت هزارها؛ به هزار سال صورت مىگيرد، و از ضرب هفت در هفت؛ چهل و نه بدست مىآيد، يعنى مطابق شمار اولوا العزمان از رسولان و خلفاى هفتگانه هر يك ايشان، و چون جمعيت همه به روز خاتم ٦ صورت يافت، به پنجاه هزار سال مىرسد، و چون مدت جمعيت احكام منسوب به هر اسمى از اسماء الهى را يك روز شمرده، لذا هر هزار سالى به اعتبار نسبتش به هر اسم مربّى يك روز است، براى اينكه آن مدت تربيت آن است به واسطه اين رقيقه، از اينروى روز «رب» هزار سال گشت، چنانكه فرموده: وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ، يعنى: نزد «رب» تو يك روز، مانند هزار سال از اينها است كه شمار مىكنيد (٤٧- حج) اين نهايت فهم من بود و خدا دانا است و بس.
٩٠٨/ ٤ و چون در اينجا بيان مظاهر كلى كه حضرت شيخ قدس سره در كتاب مفتاح بيان داشته به پايان رسيد، صلاح چنان ديديم كه برخى از مظاهر را كه در ديگر كتابهايش بيان داشته- براى داشتن قواعد مهم و برطرف كردن اشكالهاى پيچيده و سخت- اينجا نقل كنيم.
٩٠٩/ ٤ حضرت شيخ قدس سره در آغاز كتاب فكوك مىگويد: هرچه كه به نام كلمه ناميده