ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٩٨ - فصل پنجم از فصول باب كه حاوى قاعدهاى عزيز و ارزشمند است كه فايدهاش براى مبتدى و منتهى عام و فرا رسنده مىباشد
٩٧٣/ ٤ پس هركس اين را آنگونه كه هست شهود كرد؛ حكم وجود واحد؛ او را از شهود تميز و جدايى اصلى پوشيده نمىدارد و مزج بين احكام مراتب نمىكند، بلكه عارف به آن و به لوازم تفصيلى آن مىباشد و در حكمش مصيب و راست گفتار است، لذا نيازمند به حضورى مىباشد كه آن- پس از معرفت آنچه از معلومات و مشهودات كه با او حاضر است- ملاك كار بوده و يقين دارد كه مجموع حاضر است، و همينطور غفلت از مجموع غير ممكن است، لذا حكم آن به حسب آن چيزى است كه علم وقتى و حالى و موطنى و مزاجى و مرتبتى تعيّن مىيابد، البته اگر چيزى از آنها به موجب غفلت برترى يابد، بنابراين در هر حال از وجهى حضور است و از وجه ديگر غفلت- و برعكس-
٩٧٤/ ٤ سپس (گوييم:) حضور عبارت است از استجلاى معقولات و اشتمال بر محسوسات؛ به واسطه جمعيت آثار كه از علم و شهود در صاحب آن- به حسب رابطهاى كه بين او و آنها است- حاصل مىآيد، و از نتايج آن تميّز و جدايى احكام ظاهر شريعت است از احكام باطن طريقت و احكام مطّلع حقيقت و احكام احديّتى كه پس از احكام مطّلع است، هر كدام در مرتبه خود و مرتبه اهل آن؛ يعنى آنكس را كه فضل و كرم خداى بزرگ يارى كرده است.
فصل پنجم از فصول باب كه حاوى قاعدهاى عزيز و ارزشمند است كه فايدهاش براى مبتدى و منتهى عام و فرا رسنده مىباشد
٩٧٥/ ٤ بيان دورى از آميزش و تخليط مذكور است و آگاهى دادن بر حضور در حقايق؛ با آنچه كه اختصاص به مرتبه الهيت دارد و آنچه نسبت به مرتبه كونى داده مىشود، خلاصهاش با آنچه كه بيانش بارها گذشت اينكه: هركس و هر موجودى را نسبتى ذاتى به مرتبه الهى و نسبتى كونى و وجودى- از آن جهت كه وى غير و عالم است- به مرتبه الهى هست، و همينطور براى هر امرى كه از او به واسطه كسبش صادر مىشود و يا بدون كسبش بر او وارد مىشود، اين دو نسبت هست، پس هركس را سزد كه با آنچه اختصاص به هريك از دو