ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٦٤ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
نكاحهاى آنها پس از تفصيلشان مىباشد، پس معناى آن[١] در اين صورت چنين است كه آن (يعنى حقيقت الحقايق) با جمعش با اسماء ذاتى چهارگانه- بر احديت خود- نخست در تعين دوم سارى است؛ و در ماده نفس رحمانى كه به نام «عماء» ناميده شده؛ به تفصيل و تركيب با اسماء الهى اصلى چهارگانه كه عبارت از اصول اسماء الوهى و سايههاى اسماء ذاتىاند محصّل است.
٨٥٤/ ٤ (محصّل) اولى؛ عالم ارواح است كه نتيجه نكاح اوّل كونى و وجودى مىباشد.
٨٥٥/ ٤ دوم اينكه[٢] در عالم ارواح سارى است و در ماده هبائى به تفصيل و تركيب با حقايق چهارگانه طبيعى كلى عالم مثال و عرش و كرسى- كه نتيجه نكاح دوم كونى و وجودىاند- محصّل است.
٨٥٦/ ٤ سوم اينكه در اجسام بسيط سارى است و در آنها به تفصيل و تركيب با عناصر چهارگانه عالم اجسام مركب- مانند آسمانها و مولدات (سهگانه) كه نتيجه نكاح سوم كونى و وجودىاند- محصّل است.
٨٥٧/ ٤ چهارم در اجسام مركب سارى است و در آنها به تفصيل و تركيب با اخلاط چهارگانه (خون و بلغم و صفرا و سودا) عالم انسان مقصود- كه نتيجه نكاح چهارم كونى و وجودى است- محصّل است، پس معنى سرايت آن (حقيقت الحقايق) يعنى جمع آن در هر مرتبهاى از مراتب چهارگانه مظاهر اسماء چهارگانه خود.
٨٥٨/ ٤ يا گوييم: معناى آن اينكه: مقام جمع احدى كه متضمن و فراگير اسماء ذاتى چهارگانه است- با احديّتشان در آن- چون در تعيّن دوم سارى شد؛ اصول چهارگانه اسماء الوهى كه همان اصول عالم ارواحاند ظاهر شدند، و چون در عالم ارواح سارى شد؛ حقايق چهارگانه طبيعت كلى كه همان صور اسماء الهى و اصول عالم مثال و بسايطاند ظاهر شدند، و چون در عالم بسايط- از عرش و كرسى- سارى شد؛ عناصر چهارگانه كه همان اصول عالم اجسام مركب عنصرىاند- از آسمانها و مولّدات (سهگانه)- ظاهر شدند، و چون در اجسام مركب از آسمانها و مولّدات سارى شد؛ اخلاط چهارگانه كه همان اصول انساناند ظاهر شدند.
[١] - يعنى توجيه سخن اينگونه است.
[٢] - يعنى نخست در تعين دوم سارى است و دوم در عالم ارواح سارى است. م