ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٣١ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
حكم مرتبه حقى و خلقى؛ و با وجوب و امكان بود- جمعى احاطى نه جمعى احدى- پس او آينه آن دو مرتبه و آنچه كه به آن دو اضافه و نسبت داده مىشود و هرچه كه آن دو بر آن اشتمال دارند مىباشد، چون هيچ چيزى از متعيّنات بيرون از «عماء» نيست و آن (عماء) مرتبه او (انسان كامل) است، از اينروى به واسطه تفصيل ظاهرى و باطنى خودش نسخه عالم و حقايق آن گرديد- همچنان كه شيخ اكبر رضى الله عنه در كتاب تدبيرات الهى در مملكت انسانى بيان داشته است- و به واسطه جمعيت احديش بين آن دو؛ مظهر مرتبه جمع احدى الهى و نسخه آن گرديد.
٢٢٨/ ٥ و اين معنى مقابله دو نسخه- با دو تفسيرش- مىباشد، ولى به ذوق اول، و اين جمع احاطى را جز كاملان شهودش نمىكنند، چون انسان وقتى از بند مقامات آزاد شد و به واسطه اعتدال وسطى از احكام جذبات و كششهاى اطراف رهايى يافت، قبله و توجهش به مرتبه احديّت جمع جمع مىباشد، امّا اگر به واسطه مناسبت جذبه و كششى چيره و غالب تمايل به طرفى پيدا كرد، حكم برخى از اسماء و مراتب بر او غلبه يافته و انحراف پيدا كرده و در دايره آن اسم غالب قرار مىگيرد و از حيث مرتبهاش به آن (اسم) و به حق تعالى ارتباط پيدا كرده و آن (اسم) محل استمداد و كمك او و نهايت خواستش مىگردد، در تفسير اين چنين آمده.
٢٢٩/ ٥ گوييم: هركس كه بر حالش مشاهده يكى از دو طرف غالب باشد، او فقط خلق را مىبيند، مانند تمام خلايق. و يا فقط حق را مىبيند، مانند صاحبان شهود حالى توحيدى، اوّلى حكم ظاهر است و دومى حكم باطن و هر دو داراى احكامى چنداند:
٢٣٠/ ٥ از آن جمله اين كه: ظاهر از جهت حكم از باطن قوىتر و فراگيرتر است، براى اينكه نسبت آن به مرتبه جمع كه به ذات خود داراى حكم مطلق است و غير آن را حكمى جز به واسطه آن نيست تمامتر مىباشد، و باطن را جمعيت ظاهر نيست، پس حق با آن (باطن) است و ظاهر داراى جمع بين حق و خلق مىباشد.
٢٣١/ ٥ از آن جمله اينكه: چون حق تعالى از خودش پنهان نيست؛ ظهورش هم براى خودش از بطون پيشى ندارد، پس اين دو؛ دو نسبت واحدند كه نسبت به كسى كه ادراكش تازه و نو مىشود تعيّن مىيابند، و بيان الهى نظر به اين مطلب دارد كه فرمود: كنت كنزا مخفيا فاحببت