ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢١٣ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
مىباشد، و اما تعيّن درجات موجودات در پستى و بلندى به جهت قوه مناسبت است كه خود مقتضى قرب به درجه تمام؛ و (قوه مناسبت) به حسب دورى از آن درجه است. اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
٥١٩/ ٣ بدان همانگونه كه پيش از اين سرايت واحديت در احديت دانسته شد[١]؛ و حضرت شيخ قدس سره هم در كتاب نصوص گفته: احديت وصف تعيّن است نه مطلق معيّن[٢] و واحديت براى حق متعال از جهت علمى كه خود لازم ذات است ثابت است؛ با هم اختلافى جز اختلاف نسبى ندارند، و در آن (واحديت) مرتبه الوهيت و تمام مراتب و اسماء ذاتى كه به هيچ وجه مغايرت و اختلافى با ذات ندارند تعيّن مىپذيرد- با اين كه اصل كثرت[٣] معنوى و محل ظهور آنها است- اين بيان حضرت شيخ قدس سره بود.
٥٢٠/ ٣ دانسته شد كه تمام اسماء و صفات نزد حق تعالى؛ و از آن جهت كه حق است- در عين وحدتى كه آن وحدت عين او است- متكثراند، نه از آنچه كه براى او از اسماء جلالى ثابت است تنزيه مىشود و نه از آنچه به واسطه اسماء جمالى آشكار مىسازد پوشيده مىشود تا كمال يابد.
٥٢١/ ٣ اگر گويى: پس معنى پوشيدگى و عزّت و غنا و قدس او چيست؟
٥٢٢/ ٣ گوييم: اينها امتياز و جدا كردن حقيقت او است به واسطه كمال اطلاق و وجوب وجود وى از هر چه كه با حقيقتش تضاد و ناسازگارى دارد؛ به واسطه اقتضاى حقيقت امكانى آن چيز كه عدم و نقص و عيب است كه بنياد اشيا بر آن قرار دارد، البته به حسب مرتبه و دورى و نزديكى اشياء امكانى از حق تعالى. و نيز عبارت است از عدم تعلق حق- از جهت اطلاقش- به هيچ موجودى؛ چنان كه پيغمبر ٦ فرمود: خدا بوده و با او هيچ چيز نبوده. و نيز عبارت است از عدم نياز و احتياجش در ثبوت وجود و بقايش به هيچ
[١] - يعنى به واسطه پديد آمدن كثرت نسبى اسمائى سلبى و ثبوتى و تعيّنات وجودى. اين جواب بيانى است كه در پاراگراف بعدى يعنى: دانسته شد كه تمام اسماء و صفات نزد حق تعالى ... خواهد آمد.
[٢] - معيّن به صيغه فاعل- نه مفعول- يعنى مشخص كننده. م
[٣] - با اين كه علم مغايرت و اختلافى با ذات؛ جز مغايرت نسبت اصلى خود را ندارد.