ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٣٧ - اصل يازدهم در آگاهى دادن بر بازگشت ظهورات وجودات منشعب شده از اثر اول
تا اين راز در مرتبه بعدى به صورت معدن و نبات و حيوان- تا بىنهايت- آشكار و ظاهر شود.
٤١٩/ ٤ اين حكم تناسب بود؛ اما حكم تنافر اقتضاى عكس حكم تناسب را دارد، مانند مرگ كه عبارت است از جدايى بين ارواح و ابدان و نابودى و عدم، كه جدايى صور پديد آمده از اجتماعات اجزاى جسمانى؛ و يا حقايق و قواى روحانى مىباشد.
٤٢٠/ ٤ سپس گوييم: هر جمعيّتى از اين جمعيّتهاى كلى و يا جزئى كه آشكار كننده صور وجودىاند داراى دو نوع حكم و اثراند.
٤٢١/ ٤ يكى از آن دو حكمى است كه اشعار و اشاره به مناسبت بين آن و بين اجزاء و يا حقايقى دارد كه اين صورت وجودى از اجتماع آنها آشكار و ظاهر شده است، مانند آثار داروها- از حيث كيفيات آنها و به حسب درجات چهارگانهشان- و مانند اخلاق و خوهايى كه در فرزند- از آنچه كه پدر و مادرش بدان متصفاند- ظاهر است، و اين امر چون مورد ادراك هر كس هست هيچ يك از اهل نظر و كشف آن را انكار نكردهاند.
٤٢٢/ ٤ و حكم دوم حكمى است كه هيچ كس نسبت و سببش را نمىداند و يا مشخصا بر آن آگاهى ندارد- اگر چه مجملا آن را ادراك مىكند- و اين مانند اثرى است كه پزشكان آن را حاصل به خاصيت- نه حاصل به كيفيت- مىنامند، و مانند حالاتى كه در فرزند ظاهر و آشكار است و بر عكس حالات پدر و مادرش مىباشد، براى اينكه آن حكم تجلى خاص است كه به اين جمعيت خاص تعين يافته است، و از آن به وجه خاصى كه از حق سبحان در هر موجودى هست و تنها محققان- به واسطه پنهان بودن نسبتش- مىدانند تعبير شده است.
٤٢٣/ ٤ تحقيق آن اين كه: هر موجودى داراى حقيقتى است كه آن عبارت از كيفيت ثبوت آن موجود است در علم خدا؛ به طورى كه هيچ واسطهاى بين آن و بين حق تعالى نباشد، براى اين كه مرتبه علمى پيشترين و قديمترين مراتب است و آن اصل و كانون اثر گذارىها است و همان است كه تجلى احدى را با تعيّناتش مقابله مىكند و بر آنها به حسب استعداداتشان افاضه (وجود) مىكند، و در آن معيّت الهى و قرب اتم كه برتر از قرب وريدى است وجود و تحقق دارد، زيرا قرب وريدى همسايه حقيقت جسمانى است كه بين دو وجود جدا و دور از هم است، و اين (قرب اتم) همسايهگى معنوى اعتبارى بين شئى و تعيّن علمى آن