ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٨١ - مقام چهارم در نسبت وجود به حقيقت هر موجودى به همانند بودن و غير بودن
كور را دارد- نه در چراغ-. پيش از اين گفته شد كه حضرت شيخ قدس سره تشكيك و اختلاف اقتضاآت آن را رد مىكند و مىگويد: اختلاف در نسبتهاى ظهور آن حقيقت واحد، به حسب قابليات محلهاى ظهور آن حقيقت است، و آن هم در نزد اهل نظر؛ حق تعالى است.
٤١٤/ ٣ سئوال دوم اين كه: وجود واجب متعين در عقل است و تمامى خردمندان متفقاند كه حقيقت او مجهول است، و معلوم؛ غير مجهول مىباشد، و معلوم بودن از جهتى و مجهول بودن از جهتى اقتضاى تعقل دو جهت مختلف در آن را دارد، در حالى كه او از تمام وجوه واحد است.
٤١٥/ ٣ زيرا مجهول حقيقت او است و معلوم نسبت او كه به نام كون و موجوديت ناميده شده است، اوّلى تصور است و دومى تصديق، و از معلوم بودن حصول وجود معلوم بودن كنه و حقيقت وجود لازم نمىآيد، چون تصديق اقتضاى تصور كنه اطراف[١] را نمىكند، سپس (گوييم:) تعدّد اعتبارى به سبب لحوق نسبت منافى كمال وحدت حقيقت نمىباشد.
٤١٦/ ٣ حضرت شيخ قدس سره در كتاب مفصحه گويد: حق تعالى در هر متعيّنى- چه از جهت عقل و يا ذهن و يا حس- غير متعين است، نه آميختگى و نه همانند و نه قيدى دارد، جز از جهت امتياز حقيقتش از هر چيزى به واسطه وجوب وجود و اول بودن و امثال اينها، بنابر اين دانستيم كه تعيّن حق در هر تعقلى امكان ندارد مطابق آنچه حق در ذات خودش- و براى خودش در نزد خودش- هست باشد. پس هر حكمى كه بر اين تعقل- چه از نظر سلب و چه از جهت اثبات- مترتب مىشود؛ آن حكم نسبت و اضافه به اين تعيّن تشخّص يافته در تصور تعقل كننده دارد؛ نه مضاف به حق- از جهت علمش به خودش- مىباشد، و چون مطابقهاى وجود ندارد پس هيچ علمى و هيچ حكمى (در آن حضرت) درست نيست.
[١] - اكتناه و علم به حقيقت غير شهود حقيقت و حضور نزد او است، هم چنان كه نور مشهود هر كس هست ولى برايشان غير معلوم است، همينطور حقيقت وجود مشهود هر كس و حاضر نزد همگان است به طورى كه هيچ چيز جز بدان شهود نمىشود، او مبداء هر ادراك و شهود و علم است، با اين همه اكتناهش محال و براى هيچ كس معلوم نيست، و با اين بيان بسيارى از اشكالات دفع مىشود.