ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٤٩ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
٨٠٦/ ٤ اگر گويى: اگر مقصودت از قلم؛ واسطه بودنش در ايجاد است، پس معنى:
اكتب ما كان، يعنى آنچه بوده بنويس چيست؟ در حالى كه هيچ چيز در قول (كن) بر آن پيشى ندارد و مهيّمان هم- به حسب قولى ديگر- واسطه نبودهاند؟
٨٠٧/ ٤ گويم: معناى آن را خدا دانا است، چون در روايت ديگرى آمده: اكتب علمى فى خلقى ما هو كائن الى يوم القيامة، يعنى: علم مرا در خلقم تا روز قيامت كه انجام مىگيرد برنويس، پس مقصود از «ما كان- هرچه بوده» آنچه در مرتبه علمى بوده و به زودى بوى وجود را خواهند شنيد مىباشد.
٨٠٨/ ٤ اين بيان اين است كه قلم صورت نسبتهاى اسمائى باشد، و اما اينكه مظهر اسم «مدبّر» باشد؛ اين همانگونه كه گفته شد از وجه دوّم آن است- يعنى ناظر است به تفصيل آنچه را كه مىگيرد نسبت به لوح محفوظ مجمل است- براى اينكه اجمال تدبير؛ تأثير است، يعنى از آن (قلم) تفصيلش افاضه مىشود، و پيش از اين گفته شد كه به اين وجه؛ مقصود نفس محمد ٦ است كه فرمود: سوگند به آنكس كه نفس محمد به دست او است، همچنان كه بوجه اول- يعنى وجه گرفتن از حق تعالى بدون واسطه- عقل او ٦ است، و به وجه سوم- يعنى وجه منسوب بودنش به مظهريت تجلى اول در نفس خودش- عبارت از حقيقت روح اعظم محمدى است.
٨٠٩/ ٤ و مناسب اين مطلب بيان الهى است كه فرموده: يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ- يعنى: كار را به واسطه آشكار كردنش در لوح تدبير مىكند و فرشته به آن امر نازل مىشود- ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ، يعنى: آنگاه در روزى كه اندازه آن هزار سال از آنها است كه مىشماريد به سوى او بالا مىرود (٥- سجده) يعنى در زمانى طولانى، چون زمان مذكور مدت فرود آمدن و بالا رفتن است، چنانكه گفتهاند: بين آسمان و زمين پانصد سال راه است، و يا اينكه مقصود از روز؛ قيامت باشد، چنانكه فرموده: وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ، يعنى: يك روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از اينها است كه برمىشماريد (٤٧- حج) پس تدبير تا پايان دنيا است و مقصود از عروج و بالا رفتن به سوى او عبارت از عرضه كردن بر او است، و يا اينكه معنايش اين