ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٧٦ - پايان سخن و سخن پايانى
٣٨٣/ ٥ و از فروع آن اينكه: خداوند سبحان فرموده: وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ، يعنى: هر كجا باشيد او با شما است (٤- حديد) و: أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ، يعنى: به او از رگ گردن نزديكتر است (١٦- ق) و امثال اينها كه از اين آيات معيّت ذاتى حقيقى مفهوم است نه مجازى كه تعبير به نسبت ارتباطى شده كه بين وصف و موصوف و بين تعيّن و تعيّنپذير و بين حال و صاحب حال؛ و خلاصه بين مطلق و قيد آن برقرار است، بنابراين اعتقاد به حلول و اتحاد بين دو ذات زيادهروى؛ و معتقد بودن به مباينت و تعدّد وجودى- حقيقتا- كوتاهى مىباشد.
٣٨٤/ ٥ و از آن جمله اين كه (انسان كامل) در آنچه كه حق تعالى او را قدرت تصرف در آن داده؛ به نيروى استخلاف (خليفگى) و ادب- و ديدن خود را خليفه از جانب حق و نايب او و فاعل به فرمان و قدرتبخشى او- تصرف مىكند، نه به نيروى سلطنت- يعنى قوه و قدرت- و نه به نيروى استحقاق و شايستگى او براى اين مرتبه، و شأن او همان است كه پيغمبر ٦ فرموده: أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ، يعنى: من هم بشرى همچون شمايم (٦- فصلت) و:
ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ، يعنى: نمىدانم با من و شما چه خواهد شد (٩- احقاف)- بر يكى از وجوه آن- با اينكه او بر بصيرت و بينش از جانب پروردگارش است، و فرمود (ص:) افلا اكون عبدا شكورا؟ يعنى: آيا بنده سپاسگزارى نباشم؟ و امثال اينها.
٣٨٥/ ٥ و از آن جمله اينكه مجموع همّ (همت) و قصد بر خدا است، يعنى توجه احدى به او دارد؛ نه با تعمّل؛ بلكه بدون تكلّف و تصنّع؛ آسوده خاطر و روى برگردان از غير- از آن جهت كه غير است- به طورى كه اگر اراده توجه به غير كند مسلّما در اين كار تكلّف به خرج داده، همچنان كه انسان حيوانى عكس آنرا انجام مىدهد؛ يعنى اگر اراده توجه به خدا كند مسلّما در اين كار تكلّف به خرج داده است، همچنان كه در همين نزديكى در بيان حضرت شيخ قدس سره گذشت كه:
|
غلبههاى شوق جز تقرّب به تو را نمىخواهند |
و حال جز دورى را روا نمىدارد |
|
٣٨٦/ ٥ روى برگرداندنش از غير براى نزاهت و تجمل (دورى كردن و خودآرايى) نمىباشد، وگرنه تكلّف و تعمل در توجه به سوى حق بود نه در توجه به غير، بلكه براى اين