ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٨١ - پايان سخن و سخن پايانى
سوى كمال است چيست؟ پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٤٠١/ ٥ در اين وقت[١] او را حق تعالى به ذات خودش از خلق خود مىپوشاند و از جانب او به تمام وظايف و لوازم او قيام مىكند؛ و آنچه از اوصاف و آثار كه پيش از اين به او نسبت داده مىشد به حق سبحان نسبت داده مىشود و در غيب پروردگارش استقرار يافته؛ نه براى خودش اثرى ادراك مىكند و نه براى خويش عين و خبرى مىداند، تجلى پروردگارش را در ذات خودش ادراك مىكند و پندارد كه اين كامل ديده؛ و آثار را مشاهده مىكند كه از حيث صورتى كه پيش از اين به او نسبت داده مىشد ظاهرا از وى صادر مىشود، لذا پندارد كه صورت همين انسان است و خيال مىكند كه فهميده؛ ولى نفهميده، كجا براى كسى كه تعيّن و ذات او پوشيده در غيب است اين تصور هست كه كون وجودى را ادراك كند؟ در اين باره حضرت شيخ اكبر رضى الله عنه گفته: از دهر و روزگار خود به سايه بال او پناه بردم. يعنى به صورتى جزئى كه جز در وسع ادراك آن نيست و عين كلى مرا ادراك نمىكند و هنگام ادراك آن مىپندارد كه مرا ادراك كرده- در حالى كه چنين نيست- پس عين من دهر مرا مىبيند و مرا نمىبيند، زيرا شأن نور كلّى اين است كه مىبيند و ديده نمىشود.
|
اگر روزگار را از نامم به پرسى نخواهد دانست |
و اگر از مكانم جويا شوى؛ مكانم را نمىداند |
|
٤٠٢/ ٥ چون كسى كه به سبب عينش در غيب پوشيده شده او را نه نامى هست و نه مكانى؛ و اين همان چيزى است كه در تفسير گفته: و نهايت تمام اينها- پس از تحقق به اين كمال- وارد شدن در درجات اكمليت است؛ وارد شدنى كه استهلاك در خدا را لازم مىآورد، استهلاكى كه موجب پنهان شدن بنده در غيب ذات پروردگارش و ظهور حق از او در هر مرتبهاى از مراتب الهى و كونى- در هر حال و فعلى كه به اين انسان از حيث انسانيّت و كمال الهىاش نسبت داده مىشود- گردد، و يا اينكه از حيث اين بنده ظهورى به پروردگارش نسبت داده مىشود كه نزد صاحبان بينش آن موجب تصور عنوان خلافت و حكم آن مىشود، در حالى كه كار نزد خدا و نزد اهل شهود برعكس اين است و دسترسى بدان مشكل.
[١] - اين جمله عطف به دوازده سطر پيشين است كه گفت: اگر پس از تحقق و ثبوت به كمال ... م