ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٦٨ - فصل سوم در فصول باب و آن تتمهاى شريف است براى بيان بقيه انواع مظاهر
تام بودنش) پيمودنش است به واسطه تخلف و سرپيچى از حركت تند- نه به عقب رفتن- از اينروى به قهقرى (عقب رفتن) توصيف نشده؛ همچنان كه در غير مستمر توصيف شده.
٨٧١/ ٤ چون گفته شد كه حركات ستارگان مستمر همگى از خاور است به باختر؛ و اين از اين كه ما گفتيم آن غير تام است آشكار مىشود، وگرنه نيازى به اين نبود، و حركت سوم غير مستمر است و حركتش به عقب رفتن است، مانند طلوع آن از مغرب خود- چنانكه در اخبار درست الهى نبوى آمده-
٨٧٢/ ٤ و اما حركت عمومى غير مختص به صورت آن (خورشيد): آن هم از تند و يا كند خالى نيست و سه قسم است: يا اينكه حكم آن مداوم است، پس آن خاصة الاضافه و عمومى است بدان (خورشيد)، و يا اينكه حكم آن مداوم نيست، پس سريع خاصة الاضافه و دائم الحكم است و به نور آن- كه نقش در جرم قمر است- نسبت داده مىشود، اما دومى عامة الاضافه دائم الحكم است، پس برخى از آنها تند است و آن حركت عرشى است كه ديگر افلاك و ستارگان را شامل است، و برخى از آنها در كندى مختلفاند، و آن نسبت به ديگر ستارگان داده مىشود، و سومى حكمش تداوم ندارد، و آن حركت رجوع ستارگان پنجگانه خنّس متحيّراند، زيرا آن از بعض احوال نور- از حيث ظهورش در اجرام آنها- مىباشد، و اين از قبيل انقسام عرض است به واسطه انقسام محل آن.
٨٧٣/ ٤ اگر گويى: انوار ديگر ستارگان- غير ماه- از نور خورشيد نيست، پس چگونه حركات آنها از اقسام حركت آن شمرده شده است؟
٨٧٤/ ٤ گوييم: در اين مطلب دو سخن است: يكى اين كه تمام ستارگان اصلا نورى ندارند و از خورشيد بهرهوراند، و دوم اينكه ستارگان داراى دو نوع از نوراند: بهره و راز خورشيد و غير بهره و راز خورشيد، پس روشن شد كه به نور خورشيدى انواع حركت- از وجوه ديگر ستارگان- نسبت داده مىشود.
٨٧٥/ ٤ چون اقسام حركت نور خورشيد را فهميدى بدان كه حركت غير مستمر مختص به صورت خورشيد- مانند طلوع آن از مغرب خودش- نظير پوشيده شدن نور تجلى ربانى است كه بقاى عالم بستگى بدان دارد و حياتش به بازگشت آن؛ كه مراد مقام جمع احدى ذاتى