ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٥٤ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
از بين برود و وجوه اراده همه را فراگيرد، و امكان دارد در اينجا حمل آن نيز بر دو اعتبار باشد؛ ولى اولى- همانطور كه مورد اختيار (و يا اخبار) ما است- سزاوارتر است، چون حضرت شيخ قدس سره در اينجا اشاره كرده است.
٨٢١/ ٤ سپس گوييم: تمام افلاك صور مراتباند و ستارگان آنها صور اسماء الهى، چون اسماء به حسب محليّت مراتب اثربخشاند، و به اين جهت است كه در ستارگان به حسب محليت افلاك همرديفى و بالايى و پائينى و حركت تند و كند ظاهر مىشود، خلاصه آنكه به حسب اوضاع فلكى است كه مشتمل بر انواع اتصالات كوكبى مىباشد.
٨٢٢/ ٤ اگر گويى: از اين تقسيم چنين مفهوم مىشود كه افلاك مظاهر اسماء نيستند، در حالى كه پيش از اين گفته شد كه هر موجودى به حق تعالى به اسمى معين- از حيث خصوصيت توجه حق به او به حسب او- مستند است، و او مظهر آن اسم مىباشد.
٨٢٣/ ٤ گويم: افلاك اينگونهاند، چون حضرت شيخ قدس سره در فك سليمانى (از كتاب فكوك) گويد: هر آسمانى محل حكم اسمى از اسماء حق تعالى است، و استناد اين اسماء به حق تعالى از حيثيت اين اسم و از مقام تعيّن امر وحى شده است، چنانكه فرموده: وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها، يعنى: در هر آسمانى امر آن را وحى كرد (١٢- فصلت) ولى سخن حضرت شيخ قدس سره در مفتاح الغيب اشاره بر اين دارد كه آن اسم تدبير كننده فلك؛ بعينه همان اسمى است كه ستاره مظهر آن است و فلك مانند عضو آن است و مدخليت در تعيّن اسم ستاره دارد- مانند جسم براى انسان- و مسأله بين فلاسفه هم در اينباره مورد اختلاف است كه آيا براى هر فلك و ستارهاى نفسى است، و يا آنكه نفس خاص ستارگان است و فلك مانند عضوى براى آن است؟
٨٢٤/ ٤ سپس گوييم: فرشتگان؛ كه آبادان كنندگان و ساكنان آسمانند- يعنى قواى فلكى كه در بروج و منازل و توابع اين دو گذشت- صور احكام اسماءاند، چون اينان سدنه و پردهداران ستارگاناند و آنها را پيروى مىكنند- پيروى كردن احكام اسماء نسبت به اسماء- و عناصر صور اسمائى هستند كه اختصاص به «عماء» دارند، و آنها اصول اسماء الوهىاند، مانند چهارتاى مذكور، براى اينكه كيفيات آنها صور اين صفات مىباشند، پس محل اين