ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٧٥ - سئوال اول حقيقت انسان چيست؟
٦٥/ ٥ گوييم: شرح اين وارد به زبان وقت و حال و مرتبه است نه به زبان حقيقت- آن گونه كه وارد شده- چون آن را هيچ عبارتى و اشارتى توان ادايش را ندارد.
سئوال اول حقيقت انسان چيست؟
٦٦/ ٥ جوابش اينكه: آن مانند حقيقت هر موجودى عبارت است از نسبتى متميّز و كيفيّتى متعيّن در علم حق تعالى- از آن حيث كه علم او عين ذات او است- نه از حيث امتياز نسبى آن (علم) از آن (نسبت) و اين مطابق آن چيزى است كه اهل نظر مىگويند: حقيقت هر چيزى عبارت از آن چيزى است كه آن چيز بدان تحقق و ثبوت مىيابد، براى اين كه مراد آنان از: آن چيز بدان تحقق و ثبوت مىيابد؛ يعنى آن معيّن تحقق مىيابد، و آن تعيّن علمى است كه آن را اراده تابع است و اراده را از وجهى قدرت و قول تكوينى (كلمه كن وجودى) تابع است، و معنى تعيّن علمى تعيّنى است كه علم از آن حكايت مىكند، نه اين كه علم آن را حصول مىبخشد، و همانطور كه تحقق آن (چيز) به سبب تحقق تعيّن در عقل است؛ همينطور تحقق آن (چيز) عين تحققش در خارج مىباشد، وگرنه حقيقت در ذات خودش هيچ تحققى نداشت، بلكه آن (حقيقت) در وجود؛ عين عالم است، جز آنكه تعريف آنان به حقايق ممتنع- بلكه به ممكنى معدوم نيز- نمىرسد، مگر آنكه مراد از: آنچه به تحقق آن تحقق مىيابد- اگر تحقق يابد- باشد، براى اينكه اهل نظر چون گفتند: حقايق غير مجعولاند، مشخص و معيّن است كه آنها تعيّن علمىاند[١]. چون پيش از همه مجعولات هيچ تعيّنى جز او نبوده است.
٦٧/ ٥ و گفتيم: از حيث اينكه علم حق تعالى عين ذات او است؛ براى اينكه ما حقيقت را از آن جهت كه حقيقت است و به نام مطلق ناميده مىشود مىدانيم و هيچ امتيازى بين مطلقهاى كامل نمىباشد، پس آن عين ذات مطلق است.
[١] - چون همين كه گفته شد حقايق( ماهيات) مشخص است كه تعيّناند و مجعول جعل جاعل نيستند و تعيّنشان علمى است نه خارجى. م