ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٨ - فصل پنجم در آنچه كه كاملان - از ضبط كليات مهم علم و عمل - بيان داشتهاند
١٣٢/ ٢ سپس (گوييم:) بعضى از قلوب سرّ وجوديش- كه ريزش بر حقيقتش دارد- جذب و كشش يافته و پيرو اثر روحانى مىشود، و نفس انسانى به حكم ظهور اثر: پذيرفت هر كه را كه پذيرفت- بدون علتى- و وازد هر كه را وازد- بدون علتى- و و به موجب (حديث):
جذبه و كششى از كششهاى حق متعال برابر عمل جن و انس است؛ و از اوليائى بوده[١] كه خداوند از تاريكها به نور- بدون كوشيدن و عمل- بيرونشان آورده؛ و برخى از آنان اثر نور ايمانى از باطنشان برايش آشكار است و ديدگانشان مشاهده مىكند. و دو مظهر روحانى و نفسانى او دو زندانى در زندان تلبّس و پوشيدگى به احكام طبيعت و آثار حجابها و پردهها هستند؛ حال دو مظهر خويش را از به خواب رفتن از حقيقت بيدار كرده و براى پاسخ به خداوند جبار آمادهشان مىسازد و مىگويد: يا صاحبى السجنء ارباب متفرقون خيرام الله الواحد القهار، يعنى: اى ياران زندان من آيا خدايان پراكنده بهتراند يا خداوند يگانه مقتدر؟
(٣٩- يوسف) در اين حال نفس انسانى به باطن خود؛ و باطن باطنش (يعنى سرّ وجوديش) از خواب خويش بيدار شده و پى به نقصان خود و تباه كردن زمان خودش برده و مىگويد: يا حسرتا على ما فرطت فى جنب الله، يعنى: دريغا بر من از آنچه در فرمان خدا قصور و كوتاهى كردم (٥٦- زمر) و به حكم اين آگاهى دادن و از خواب بيدار شدن سه امر مهم را بر خويش واجب و لازم مىشمرد:
١٣٣/ ٢ نخست آغاز به سير و پويش و سلوك كردن نفس از جايگاههاى احكام عادتها (خو گرفتنها) و لذتهاى فانى طبيعى خود؛ به همراهى امر و نهى (فرمان دادن و بازداشتن) در تمامى حركاتش؛ چه از جهت گفتار و چه از جهت كردار مىكند، و اين تعلق به مقام اسلام دارد.
١٣٤/ ٢ دوم وارد شدن نفس از جهت باطنش در غربت، يعنى به واسطه جدا شدن از آن محل؛ و سپس اتصال دادنش به احكام وحدت باطنى؛ يعنى به خوهاى ملكى روحانى مىباشد، و اين تعلق به مقام ايمان دارد.
[١] - عطف به نفس انسانى به حكم ظهور اثر ... مىباشد.