ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٢٧ - اصل اول در اولين مراتب منعوت و آن مرتبه جمع و وجود است
٩/ ٤ پنجم عبارت است از حدّ فاصل بين آنچه از حق تعيّن مىپذيرد و بين آنچه نسبت به آنچه كه هنوز از حق تعيّن نپذيرفته است مجلا است، و ناگزير از اين حدّ (فاصل) است تا اسم «الظاهر» و احكام آن پيوسته باقى بماند، چون اگر آن (حد فاصل) نبود[١]؛ مسلما منفصل و جدا شده غيب اول را طلب مىكرد، چون اشياء تمايل به اصول خود دارند و جزئيات رغبت و ميل به كليات، و احديت صفت آن (حد فاصل) بود، در حالى كه آن معقول غيبى است[٢]، و حافظ و نگه دارنده اين حد (فاصل) حق تعالى است؛ ولى از حيث نسبت جامع بين ظاهر و باطن مطلق و فعل و انفعال، و آن را وجهى به سوى ظاهر و تعدّد است و وجهى به سوى اطلاق غيبى؛ و آن (حد فاصل) عبارت از مرتبه انسان كامل است كه برزخ بين غيب و شهادت است و آينهاى است كه در آن حقيقت عبودت و سيادت (بندگى و آقايى) آشكار مىشود؛ و نام آن در زبان شريعت «عماء- ابر نازك» است و صفتش احديت، و صفات متعيّن در آن اسماء ذاتىاند، و صورت معقولى كه از مجموع اين اسماء متقابل و احكام آنها- از حيث بطون- حاصل مىآيد عبارت از صورت الوهيت است.
١٠/ ٤ ششم (مرتبه) مبداء تعيّن خداوند سبحان به خودش و براى خودش به دو صفت مظهريّت و ظاهريّت و جمع آن به سبب برزخيت مذكور بين دو طرف- از حيث انسان كامل- مىباشد.
١١/ ٤ هفتم (مرتبه) اصل هر تعيّن و منبع براى هرچه كه «شئى» ناميده مىشود است، خواه نسبتهاى اين تعيّن به حق تعالى باشد؛ يعنى اينكه آن اسم و يا صفت و يا مرتبه او باشد و يا نسبت به كون و عالم وجود (نسبت) داشته باشد، و يا امر سومى اعتبار شود؛ و آن ظهور حق است از حيث غيب دومش تا آنكه از جانب او مجلايى براى تمام تعيناتش
[١] - يعنى اگر حافظ و نگهدارندهاى نبود كه منفصل جدا و ممتاز را از امتزاج و اتحاد به آنچه كه از آن پس از تعيّن و اعتبار جدا شده مانع شود، مسلما اين ممتاز منفصل و جدا شده غيب اول را طلبى ذاتى مىكرد، چون آن( غيب اول) معدن همه است.
[٢] - هيچ وقت صفتش آشكار نمىشود، و همينطور بر حد فاصلى كه بين دو چيز حاجز و مانع است حكمش آشكار مىشود نه عينش.