ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٣٩ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
١٠٨٩/ ٤ سپس (گوييم:) هر انسانى- از آن جهت كه انسان است- داراى جمعيّتى است كه بالقوه و بالفعل به او اختصاص دارد و مشخص كننده حكم است به جمعيت اصلى مذكور- و اگرچه مرتبه آن پائين كمال است- ولى كار جمعيّت از حيث كلّى بودن و اشتمال داشتن نسبت به رقايق جمعيت اصلى به حسب نزديكى نسبتش به كمال و دوريش از آن متفاوت است، و حكم در اين تفاوت به واسطه غالب بودن آن چيزى است كه حكمش از اسماء و حقايق ظاهر مىشود، پس ميوه مىدهد ولى چيده نمىشود؛ مگر آن ميوهاى را كه او مظهر آن دو مىباشد.
١٠٩٠/ ٤ و اساس غلبه اول بودن و توجه الهى است كه بيان رسول خدا ٦ اشاره بدان دارد كه: عمل كنيد زيرا هركس براى انجام مقصودى كه به جهت آن آفريده شده داراى توانايى است، و كار در غير انسان هم همينطور است، براى اينكه حكم اين راز؛ طولانى و فراگير است و معيار؛ حقيقت انسان كامل و مرتبه او كه داراى اسم «الله» است مىباشد و همان (اسم) تدبير و ادارهاش مىكند و در او احكام حقايقش را كه جامع اسمائى و كونى است ظاهر مىسازد، و براى غير انسان كامل از جمعيتهاى (اسمائى) آنچه مناسب آنها از اسماء است مىباشد، چون هر يك از افراد موجودات- جز انسان- نخست از حق صادر مىشود و دوم و وسط به او استناد مىيابد و سوم و آخر به او باز مىگردد؛ يعنى از حيث اسمى از اسماء الهى كه بدان اختصاص داشته و بدان تعين مىيابد و اين فرد بدان (اسم) نسبت داده مىشود، لذا گفته مىشود: عبد القادر و غير اين از اسماء و حكم الهى از حيث (نسبت) اين اسم به او و به آنچه بين اسماء از تفاوت و احاطه و تعلق و حكم است جارى بوده و تفاوت صور آثار آنها را كه مظاهرشان هستند آشكار مىسازد.
فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد.
١٠٩١/ ٤ آن عبارت است از اجتماع حقايق بسيط منفرد و يا معتبر- با توابعش- تا صورت جمعيت بخشد كه از آن (صورت جمعيت) و بدان احكام اين حقايق فهميده شود، و