ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٠٠ - مقام هشتم در اين كه چشمه و منبع مظاهر وجود به اعتبار اقترانش بدانها«عماء» است
اسم «الله» و «الرحمن» بعد از آن اسم «الحى» و «الحق» است و سپس مانند ديگر اصول. و از كونى (يعنى پديد آمدن كثرت تعينات كونى) مانند حقيقت قلم اعلا و وجود آن، سپس مانند حقيقت روح اعظم و وجودش، بعد از آن مانند حقيقت طبيعت و بعد مانند حقيقت جسم و وجودش؛ تا منتهى به حضرت آدم ٧ شود.
٤٨٥/ ٣ دوم اين كه هر يك از اين اجناس و انواع و اشخاص را احديتى ناب و خالص است كه هيچ مشابهت و مشاركتى با غير خود در آن ندارند.
٤٨٦/ ٣ و اما برزخى كه در واقع پديد آورنده دو طرف و معيّن كننده اين دو؛ و سپس جامع و گردآورنده بين آنها است؛ عبارت از حقيقت انسانى است كه داراى دو اعتبار است:
يكى غلبه حكم وحدت و اجمال است بر آن، و ديگرى غلبه حكم كثرت و تفصيل است، پس به اعتبار اجمال به نام حقيقت محمدى ناميده مىشود و به اعتبار تفصيل به نام حضرت عماء.
٤٨٧/ ٣ در ديباچه (فرغانى) گويد: به اعتبار سير تجلى اول و سرايتش در تعيّن دوم و ظهورش به صورت نفس پخش شده و گسترده به نام حقيقت الحقايق و حضرت عماء و خيال مطلق ناميده شده است.
٤٨٨/ ٣ گويم: آنچه از سخن حضرت شيخ قدس سره در تفسير فهميده مىشود اين است كه آن تعيّن اول است، چون در آنجا مىگويد: هرگاه كه برزخ اول و حضرت اسماء و حد فاصل و مقام انسان كامل و حضرت احديت جمع و وجود و اوّلين مراتب تعين و مصاحبت احديت و آخرين مراتب غيب و اول مرتبه شهادت؛ نسبت به غيب مطلق و محل نفوذ و اجراى مقدرات را متذكر شدى.
٤٨٩/ ٣ پس تمامى اشاره به عمائى دارند كه همان نفس رحمانى است؛ و آنچه در مفتاح الغيب آمده كه «الرحمن» اسم صورت وجود الهى- از جهت ظهورش براى خودش- مىباشد[١] و اين كه «الرحمن» به اعتبار انبساط نورش بر ممكنات و ظهورش بدانها- با وحدتش در ذات خود- نفس ناميده مىشود، چنان كه در حديث نبوى آمده، و اين كه اين نفس
[١] - چون رحمت عين وجود است.